X
تبلیغات
قرآن
كشف سيستم رياضی قرآن

يك بيوشيميست و محقق مسلمان آمريكايی ، مصری الاصل به نام دكتر رشاد خليفه در اوايل دهه ۱۹۷۰ شروع به ترجمه قرآن به زبان انگليسی كرد . او مصمم بود كه توضيحی برای پارافهای اسرار آميز قرآنی پيدا كند . در پی چنين هدفی او سوره های پاراف دار قرآنی را به كامپيوتر وارد كرد . هدف او آن بود كه يك رابطه رياضی پيدا كند كه اهميت اين پارافها روشن شود . اما برای اين كار او هيچ ايده ای از اينكه از كجا و چطور بايد كار را آغاز كند نداشت .

 پس از چندين سال تحقيق در سال ۱۹۷۳زحمات وی نتیجه داد و ایشان پی به حروف اسرار آمیز قرآن برد. دكتر خليفه اولين كتاب خود را به نام معجزات قرآنی ؛ اهميت حروف اسرار آميز به چاپ رساند . اگر چه كشفيات او نشان دهنده رابطه ای بين پارافها از نظر تعداد تكرار آنها بود ولی مخرج مشتركی برای اين تكرار ها نشان نداد .

در ‍‍ژانويه سال ۱۹۷۴ او عدد ۱۹ را بعنوان اين مخرج مشترک برای ‍پارافها و در سرتا سر قرآن شناسايی كرد.

تحقيقات عميقتر پرده از يك سيستم ماوراءالطبیعه عجیب و پيچيده رياضی برداشت كه در سر تا سر قرآن و تمام جزئيات آن حكمفرما می باشد . اين سيستم قابل توجه ریاضی بعدها بصورت جزوه هايی منتشر شد که مقدمه چاپ ‍‍‍‍‍‍ کتابی در اين زمينه شد.

براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى -  ترکيب رياضى ماوراء انسانى.

خوانندگان اين مطلب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند

نوشته شده توسط پوریا در شنبه دهم اردیبهشت 1390 ساعت 16:17 | لینک ثابت |

شناخت دشمن و مقابله‌اي آن از ديدگاه قرآن

مهمترین وظیفه ما ولایتمداران و دوستداران انقلاب و مریدان رهبری و آقا امام زمان عج شناختن توطئه های دشمنان و مقابله با مکر و حیله و طرفندهای آنان است...

با پيشرفت روزافزون دانش، عمليات رواني به طور فزاينده‌اي اوج گرفته  تا آنجا كه امروزه، از سوي قدرت‌هاي سلطه‌گر و سردمداران كفر جهاني و رسانه‌هاي غربي و صهيونيستي ميلياردها دلار براي عمليات رواني و تبليغات رواني ملت‌ها سرمايه‌گذاري مي‌شود. 

 قرآن در آيات و قصص، موارد بسياري از جنبه‌هاي رواني - تبليغي را بيان مي‌كند و شيوه‌هاي شناخت دشمنان كه مهم‌ترين مرحله در هر طرح‌ريزي عمليات رواني است را يادآوري مي‌نمايد.

"اوست خدايي كه بر بنده‌اش آياتي روشن فرو مي‌فرستد تا شما را از تاريكي‌ها به نور هدايت كند. " (حديد 57/9) 


امروزه انسان برای شناخت دشمنان خویش بیشتر نیازمند به خدای خویش و فهمیدن آموزه های ...

ادامه مطلب را حتما بزنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه سی ام فروردین 1390 ساعت 22:30 | لینک ثابت |

رنگ آبي:

آنجا كه خداوند متعال فرمود:
«فالق الاصباح و جعل الليل سكنا» (انعام:آيه96)؛ خداست شكافنده پرده صبحگاهان، و او شب را براي آسايش خلق قرار داد.
رنگ شناسان معتقدند: رنگ آبي تيره (رنگ شب)،‌ساختار آرامش و سكوت كامل دارد و تاثير آرام بخشي در سيستم اعصاب بر جاي مي گذارد و فشار خون، نبض و تنفس را مي كاهد و در عين حال بدن تجديد قوا مي يابد (روانشناسي رنگها)، از اين رو بعيد نيست كه يكي از دلايل تأکيد اسلام براي تهجد و شب زنده داري نيز همين باشد. چرا كه انسان در لباس شب از آرامشي بهره مند مي شود كه حتي اثرآن به معاش روز هم كشيده مي شود. در اصل اين رنگ يك رنگ مقدسي است كه در بين مردم محترم شمرده مي شود. گنبدها و مناره هاي آبي به مانند پلي بين زمين وآسمان محسوب مي شوند (رنگ و تربيت:ص62).

رنگ زرد:

در سوره مباركه بقره آيه 69 اشاره به درخواست قوم موسي شده است كه:
«قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها. قال: انه يقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسر الناظرين»؛ گفتند از پروردگارت بخواه كه رنگ گاو[كه بايد ذبح شود] را مشخص كند. خداوند فرمود: گاوي كه به رنگ زرد خالص است به طوري كه بينندگان را شادماني و سرور مي بخشد.
در عين حال در روانشناسي رنگها رنگ زرد نشاط آور و چشمگير عنوان شده است و اثر آن به صورت روشني و شادماني و درخشاني ظاهر مي شود(همان). رنگها در بسترهاي مختلف معاني متفاوتي دارند، همچنان كه در جاي ديگري از قرآن كريم شراره هاي آتش به شتران زرد مو تشبيه شده اند، تا اين زردي شدت و حِدّت شراره هاي آتش را به تصويركشد ،و بر روان آدمي اثر گذارد.
«انها ترمي بشرر كالقصر كانه جملت صفر»؛(مرسلات:آيه32و 33) آن زبانه آتش مانند كاخي شراره مي افكند ...

ادامه مطلب را حتما بزنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پوریا در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ساعت 14:47 | لینک ثابت |

نقدنیوز ، گروه مذهبی اعتقادی: يكي از اهداف پيامبران و يا به تعبير ديگر يكي از علل بعثت آنان همان موضوع تعليم بشر و تكميل عقل و دانش ناقص اوست و اين حقيقت به عبارتهاي مختلف در قرآن و احاديث وارد شده است.
به طور مثال قرآن كريم رمز بعثت پيامبران را رفع اختلاف در ...

ادامه مطلب یادتون نره


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پوریا در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 ساعت 14:44 | لینک ثابت |

 
شماره نام سوره شماره صفحه محل نزول
1  فاتحه 1  مکه
2  بقره 2  مدينه
3  آل عمران 50  مدينه
4  نساء 77  مدينه
5  مائده 106  مدينه
6  انعام 128  مکه
7  اعراف 151  مکه
8  انفال 177  مدينه
9  توبه 187  مدينه
10  يونس 208  مکه
11  هود 221  مکه
12  يوسف 235  مکه
13  رعد 249  مدينه
14  ابراهيم 255  مکه
15  حجر 262  مکه
16  نحل 267  مکه
17  اسراء 282  مکه
18  كهف 293  مکه
19  مريم 305  مکه
20  طه 312  مکه
21  انبياء 322  مکه
22  الحج 332  مدينه
23  مؤمنون 342  مکه
24  نور 350  مدينه
25  فرقان 359  مکه
26  شعراء 367  مکه
27  نمل 377  مکه
28  قصص 385  مکه
29  عنكبوت 396  مکه
30  روم 404  مکه
31  لقمان 411  مکه
32  سجده 415  مکه
33  احزاب 418  مدينه
34  سبأ 428  مکه
35  فاطر 434  مکه
36  يس 440  مکه
37  صافات 446  مکه
38  ص 453  مکه
39  زمر 458  مکه
40  غافر 467  مکه
41  فصّلت 477  مکه
42  شورى 483  مکه
43  زخرف 489  مکه
44  دخان 496  مکه
45  جاثية 499  مکه
46  احقاف 502  مکه
47  محمّد 507  مدينه
48  فتح 511  مدينه
49  حجرات 515  مدينه
50  ق 518  مکه
51  ذاريات 520  مکه
52  طور 523  مکه
53  نجم 526  مکه
54  قمر 528  مکه
55  الرحمن 531  مدينه
56  واقعه 534  مکه
57  حديد 537  مدينه
58  مجادله 542  مدينه
59  حشر 545  مدينه
60  ممتحنه 549  مدينه
61  صفّ 551  مدينه
62  جمعه 553  مدينه
63  منافقون 554  مدينه
64  تغابن 556  مدينه
65  طلاق 558  مدينه
66  تحريم 560  مدينه
67  ملك 562  مکه
68  قلم 564  مکه
69  حاقة 566  مکه
70  معارج 568  مکه
71  نوح 570  مکه
72  جن 572  مکه
73  مزمّل 574  مکه
74  مدّثر 575  مکه
75  قيامت 577  مکه
76  انسان 578  مدينه
77  مرسلات 580  مکه
78  نبأ 582  مکه
79  نازعات 583  مکه
80  عبس 585  مکه
81  تكوير 586  مکه
82  انفطار 587  مکه
83  مطفّفين 587  مکه
84  انشقاق 589  مکه
85  بروج 590  مکه
86  طارق 591  مکه
87  اعلى 591  مکه
88  غاشيه 592  مکه
89  فجر 593  مکه
90  بلد 594  مکه
91  شمس 595  مکه
92  ليل 595  مکه
93  ضحى 596  مکه
94  شرح 596  مکه
95  تين 597  مکه
96  علق 597  مکه
97  قدر 598  مکه
98  بيّنه 598  مدينه
99  زلزله 599  مدينه
100  عاديات 599  مکه
101  قارعه 600  مکه
102  تكاثر 600  مکه
103  عصر 601  مکه
104  همزه 601  مکه
105  فيل 601  مکه
106  قريش 602  مکه
107  ماعون 602  مکه
108  كوثر 602  مکه
109  كافرون 603  مکه
110  نصر 603  مدينه
111  مسد 603  مکه
112  اخلاص 604  مکه
113  فلق 604  مکه
114  ناس 604  مکه
نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390 ساعت 19:12 | لینک ثابت |

مقدمه

در بخش‏هاى گذشته با مهم‏ترين مباحث تاريخ و علوم قرآنى آشنا شديم. استادِ قرآن پژوه، بهاءالدين خرمشاهى در بخشى از كتاب قرآن شناخت، 101 نكته قرآنى را، كه نوعاً مرتبط با علوم قرآنى و حاوى اطلاعاتى مفيد و ارزنده در زمينه آشنايى با قرآن است و در ميان آنها لطايف و ظرايفى نيز مشاهده مى‏شود، مطرح كرده است.

از آن‏جا كه برخى از اين نكات را در بخش‏هاى مختلف كتاب حاضر بيان كرده‏ايم و يادآورى دوباره آن به نوعى، مرورى مجدد بر مجموعه كتاب به حساب مى‏آيد، بخش دهم را به هفتاد نكته گزينش شده از 101 نكته كتاب مذكور اختصاص مى‏دهيم.

شايان ذكر است كه گرچه در چينش و ترتيب نكته‏ها تغييراتى صورت گرفته است؛ اما مطالب آنها عيناً و با امانت كامل نقل شده و در صورتى كه نياز به توضيح يا تكميلى بوده است در حاشيه به آن اشاره شده است.

هفتاد نكته قرآنى

1. علومى كه براى فهميدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عميق‏تر و دقيق‏تر قرآن كريم به‏وجود آمده است، و در طى تاريخ اسلام و اسلام‏شناسى بر تعداد آنها هم افزوده شده است، <علوم قرآنى» نام دارد. هم‏چنين بعضى فنون نيز مانند تجويد و ترتيل و ترجمه جزو آنهاست. تعداد و عناوين اين علوم و فنون قرآنى از اين قرار است:

1) تاريخ قرآن 2) علم رسم [يعنى رسم‏الخط] عثمانى 3) شناخت مكى و مدنى 4) علم شأن نزول/اسباب نزول 5) علم شناخت ناسخ و منسوخ 6) علم محكم و متشابه 7) تحدّى، اعجاز و تحريف‏ناپذيرى قرآن 8) تفسير و تأويل 9) قراءت، تجويد و ترتيل 10) فقه قرآن يا احكام قرآن 11) اعراب قرآن يا نحو و دستور زبان قرآن 12) قصص قرآن 13) علم غريب‏القرآن يا واژگان‏شناسى قرآن 14) علم يا فن ترجمه قرآن.(1)

2. قرآن كريم آخرين وحى‏نامه الهى در اديان توحيدى و ابراهيمى، و كتاب مقدس اسلام است كه به عين الفاظ، وحيانى است و بدون هيچ كم‏وكاستى، با دقيق‏ترين جمع و تدوينى كه درتاريخ كتب آسمانى سابقه دارد، با استفاده از نسخه‏اى كه در زمان حيات پيامبر(ص) نوشته شده بوده؛ ولى حالت كتابى و مصحف نداشته، در عصر عثمان به هيئت كتاب (مصحف) درمى‏آيد و اين واقعه عظيم دوران‏ساز در فاصله بين يازده هجرى وفات پيامبر(ص) و سى هجرى، كه هنوز پنج سال از خلافت عثمان باقى بوده است، انجام مى‏گيرد.

3. مصاحف امام، همان مصاحف عثمانى است و تعداد آنها پنج يا شش نسخه بوده است كه به مراكز بزرگ جهان اسلام همراه با يك حافظ قرآن‏شناس فرستاده شده است(نسخه‏اى به مكه، نسخه‏اى به مدينه،(2) نسخه‏اى به بصره، نسخه‏اى به كوفه، نسخه‏اى به بحرين، نسخه‏اى به شام).

4. مصاحف امام يا عثمانى قرن‏ها باقى بوده است. چنان‏كه سه جهانگرد نامدار جهان اسلام، يعنى ابن جبير (م 614 ق.) و ياقوت (م 626 ق.) و ابن‏بطوطه (م 779 ق.) هرسه در عصر خويش از مصحف عثمانى محفوظ در جامع كبير دمشق - كه مورد احترام فوق‏العاده مردم و مرجع زيارت آنان بوده است - ديدن كرده‏اند. اما بدبختانه اين نسخه در آتش‏سوزى سال 1310 ق. از ميان رفته است. گفته مى‏شود يكى از مصاحف امام (عثمانى) هم‏اكنون در دارالكتب المصريه در قاهره محفوظ است و در ابعاد بزرگ‏تر از رحلى (فى المثل به اندازه روزنامه اطلاعات، يا كيهان) و اخيراً هم به‏دست خبرگان فن مرمّت و اصلاح شده است.

5. قريب دوثلث قرآن در مكه، و كمى بيش از يك ثلث آن در مدينه نازل شده است (تاريخ قرآن راميار، ص 263). تعداد آيات مكى 4468آيه است و تعداد آيات مدنى 1768 آيه (فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم، ج 1، ص 39).

6. قصص انبيا بيشتر در سوره‏هاى مكى بيان شده است و فقه يا احكام قرآن بيشتر در سوره‏هاى مدنى.

7. قصص انبيا به نحوى بخش‏بخش در سراسر قرآن كريم آمده است، داستان هيچ پيامبرى به‏طور سراسرى و يكپارچه در قرآن نيامده است، مگر داستان يوسف و برادرانش كه به‏تمامى و يكپارچه در سوره يوسف، سوره دوازدهم قرآن آمده است.

8. قرآن كريم دو نزول دارد: يكى دفعى و يكباره، يكى تدريجى و 23 ساله. بار اول قرآن بتمامه در <ليلة القدر» به‏صورت <جملةً واحدة» (يكبارگى) از لوح محفوظ به بيت‏العزّة يا بيت‏المعمور (در آسمان چهارم) نازل شده، و سپس نجوماً يا مُنَجِّماً يعنى بخش‏بخش و به تفاريق در طول مدت 23 سال به تفصيل نزول يافته است (بحارالانوار، ج‏18، ص 253 و 254). نظر ملامحسن فيض كاشانى درباره دو نزول قرآن‏كريم چنين است: <نزول [اول نزول‏]معناى قرآن به قلب پيامبر(ص) است... سپس در طول بيست [و سه‏]سال هر بار كه جبرئيل بر او ظاهر شده و وحى آورده و الفاظ آن را بر حضرت مى‏خوانده است،بخش‏بخش از باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مى‏يافته است» (مقدمه نهم از تفسير صافى).

9. كاتبان وحى را تا چهل نفر ازصحابه با سواد هم شمرده‏اند كه ده تن از آنان عبارتند از: 4-1. خلفاى چهارگانه 5. ابىّ‏بن كعب 6. زيد بن ثابت 7. طلحه 8. زبير 9. سعدبن ابى‏وقاص 10. سالم مولى ابى‏حذيفه.

10. ده تن از حافظان اوليه قرآن كريم از ميان صحابه پيامبر(ص) عبارتند از: 1. على‏بن ابى‏طالب(ع) 2. عثمان 3. ابن مسعود 4. ابىّ‏بن كعب 5. زيد بن ثابت 6.ابوالدرداء 7. سالم مولى ابى حذيفه 8. معاذ بن جبل 9. ابو زيد 10. تميم الدارى.

11. زيد بن ثابت كه در عهد عثمان سرپرست هيئت تدوين و جمع و كتابت نهايى قرآن و تشكيل مصحف امام (مصاحف عثمانى) شد، هم كاتب وحى بود، هم حافظ قرآن، و هم در عهد ابوبكر و به‏فرمان او بر مبناى وحى مكتوب ولى پراكنده بازمانده از حضرت رسول(ص)، مصحفى كامل فراهم كرده بود كه نزد عمر و سپس دختر او حفصه امانت بود، و در عهد عثمان آن‏را مبناى كار قرار دادند.

12. قرآن كريم داراى سى جزء است [= سى پاره‏]، كه هر جزء با جزء ديگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد كه حضرت رسول(ص)(3) يا جانشينان ايشان اين تقسيم را، براى آن‏كه قراءت روزانه قرآن آسان باشد، انجام داده‏اند. در مصحف رسمى امروز جهان اسلام، يعنى در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه، هر جزء درست در بيست صفحه پانزده سطرى كتابت شده است.

13. هر جزء از اجزاى سى‏گانه قرآن، چهار يا دو حزب و كل قرآن 120 يا شصت حزب است. شايد اين تقسيم‏بندى نيز براى تسهيل قراءت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد.(4)

14. هر پنج آيه را خمس [= خ‏] و هر ده آيه را عُشر [= ع‏] تقسيم كرده‏اند و اين عمل را <تخميس» و <تعشير» مى‏نامند. و به‏اين تقسيم‏بندى‏ها در حاشيه قرآن‏ها اشاره شده است.

15. تقسيم درونى و تفصيلى ديگر قرآن، به ركوعات است. ركوعات برخلاف ساير تقسيم‏بندى‏هاى قرآن طول و اندازه مساوى و معين ندارد، بلكه قرآن‏شناسان خبره هر بخش متشكل از چند آيه را كه، هم موضوع و هم معنا و قابل قراءت در نماز بعد از سوره حمد بوده است، و نمازگزار پس از خواندن آن به‏ركوع مى‏رود، ركوع/ركوعات ناميده‏اند. عدد ركوعات قرآن طبق مشهور 540 فقره است.

16. تعداد آيات قرآن بر طبق اصح روايات 6236 فقره است.

17. تعداد كلمات قرآن 77807 فقره است.

18. كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن كريم 2699 بار به‏كار رفته است.

19. سبع طُوَل يا طِوال، عبارت است از: هفت سوره از بقره تا توبه،(5) منهاى سوره انفال.

20. مفصّلات عبارت از 66 سوره كوچك قرآن است، بعد از سوره حجرات؛ يعنى از سوره <ق» آغاز مى‏شود(6) تا پايان قرآن، به‏اضافه سوره حمد كه در اول قرآن قراردارد. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص 47)

21. حامدات پنج سوره است كه با الحمدللَّه آغاز مى‏شود كه از اين قرارند: 1.سوره فاتحه. 2. سوره انعام. 3. كهف. 4. سبأ. 5. فاطر.

22. مسبّحات عبارتنداز : اِسراء، حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى.

23. زهراوان يا زهراوين به دو سوره قرآن اطلاق مى‏گردد: بقره و آل‏عمران.

24. معوّذتين(كه به فتح واو تلفظ مى‏شود و به كسر آن درست است) نام دو سوره آخر قرآن، يعنى فلق (قل اعوذ بربّ الفلق) و ناس (قل اعوذ بربّ الناس) است كه چون حضرت رسول(ص) با خواندن آنها نوادگانش حسن و حسين(ع) را تعويذ مى‏كرد (به‏پناه خداوند مى‏سپرد) به‏اين نام‏ها خوانده شده‏اند.

25. حروف مقطّعه يا فواتح سور، به حروفى مانند الم [الف، لام، ميم‏]، طسم [طا،سين ، ميم‏]، كهيعص [كاف، هاء، ياء، عين، صاد] گفته مى‏شود كه گسسته از همند و متشكل از 29 حرف يا مجموعه حروف هستند كه در آغاز 28 سوره قرآن - كه همگى مكى هستند جز بقره و آل عمران - آمده است.

26. بعضى از محققان شيعه گفته‏اند از حروف مقطّعه، اگر حروف مكرر را رهاكنيم، عبارت <صراط على حقّ نمسكه» (راه على حق است آن‏را درپيش مى‏گيريم) بيرون مى‏آيد. و بعضى از محققان اهل سنت، شايد در پاسخ آن گفته‏اند از جمع آنها عبارت <صحّ طريقك مع السنة» (راه تو با اهل سنت درست است) برمى‏آيد.

27. كوتاه‏ترين آيه قرآن از ميان حروف مُقطّعه، <طه» (كه به‏صورت طاها تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره طه، سوره بيستم است، هم‏چنين <يس» (كه به‏صورت ياسين تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره يس، سوره سى‏وششم قرآن. بايد توجه داشت كه <ق»[=قاف‏] در آغاز سوره <ق»، و <ن» [= نون‏] در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نيستند؛(7) يعنى آيه واحدى شمرده نشده‏اند. از حروف مقطعه يا فواتح سُوَر (آغازگر سوره‏ها) گذشته كوتاه‏ترين آيه قرآن مجيد <مدهامّتان» است (سوره الرحمن، آيه 64) كه معناى آن <دو برگ يا باغ سبز سيه تاب» است. و بلندترين آيه، آيه تداين [= دَين = مداينه‏] (مربوط به لزوم كتابت سند براى وام) است (سوره بقره، آيه 282) كه در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه درست يك صفحه پانزده‏سطرى را در برگرفته است (ص 48). هم‏چنين بلندترين سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به كتابت عثمان طه 48 صفحه است) و كوتاه‏ترين سوره، سوره كوثر است كه طول آن فقط يك سطر و نيم است.

28. مئون / مئين سوره‏هايى هستند كه بيش از صد آيه دارند و عبارتند از سوره يونس تا سوره شعراء، منهاى سوره‏هاى ابراهيم، رعد، حجر، مريم، نور، فرقان كه كمتر از صد آيه دارند. به‏اضافه سوره صافّات، جمعاً يازده سوره و نام آنها از اين قرار است: يونس، هود، يوسف، نحل، اِسراء، كهف، طه، انبياء، مؤمنون، شعراء، صافّات. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص 46)

29. مثانى در اصطلاح علوم قرآنى، عبارت است از: تمام سوره‏هايى كه بعد از سوره شعراء تا سوره حجرات قرار دارند و تعداد آيات آنها از صد كمتر است. اين سوره‏ها از سوره 27 (نمل) آغاز و تا سوره‏49 (حجرات) ادامه پيدا مى‏كند، به‏استثناى سوره صافّات كه 182 آيه دارد، و به‏اضافه هشت سوره ديگر كه تعداد آيات آنها از صد كمتر است؛ يعنى انفال، رعد، ابراهيم، حجر، مريم، حج، نور، فرقان. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص‏47-46)

30. دو آيه در قرآن هست كه تمامى حروف الفبا در آنها به‏كار رفته است، اين دو آيه عبارتند از آيه 154 سوره آل‏عمران كه آغاز آن چنين است: <ثمّ أنزل عليكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً يغشى طائفة منكم...» و ديگر آيه 29 (=آيه آخر) سوره فتح كه آغاز آن چنين است: <محمّد رسول‏اللَّه و الذين معه أشدّاء على الكفار رحماءُ بينهم...».

31. دو آيه در قرآن كريم هست كه صنعت قلب مستوى يا عكس كامل دارد. يعنى از هر دو سو يكسان خوانده مى‏شود: 1) <كلٌّ فى فلك» (يس، 40) 2) و <ربّك فكّبر» (مدثر، 3).

32. وسط قرآن مجيد، يعنى آن‏جا كه درست به‏نصف تقسيم مى‏گردد در كلمه <وليتلطّف» (سوره كهف، 19) است.

33. چهار عبارت قرآنى هست كه در هر يك از آنها چهار تشديد متوالى وجود دارد:

1. نسيّاً رَّبُّ السّماوات (مريم، 64 و 65)؛

2. فى بحرٍ لُّجّىٍّ يَّغْشاه موج (نور، 40)؛

3. قولاً مّن رَّبٍّ رَّحيم (يس، 58)؛

4. ولقد زّيّنّا السَّماءَ (ملك، 5).

34. مفصل‏ترين ترجيع‏بند قرآن در سوره الرحمن است كه 31 بار آيه <فباىّ آلاء ربّكما تكذبان» (پس كدامين نعمت پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟) تكرار شده است. <ربّكما» يعنى پروردگار شما دو تن، انس و جن. رسم است كه هنگام خواندن اين آيه بايد گفت: <لا بشي‏ءٍ من آلائك ربنا نُكذّب» يا <ولا بشي‏ءٍ من نعمك ربّنا نكذّب، فلك الحمد» (پروردگارا، به هيچ چيز از نعمت‏هاى تو انكار نداريم، پس سپاس تو را).

35. دو ترجيع‏بند ديگر در قرآن مجيد در سوره قمر است كه آيه <فكيف كان عذابى و نُذُر» (بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود؟) سه بار تكرار مى‏شود. هم‏چنين آيه <ولقد يسّرنا القرآن للذكر فهل من مُدَّكر» (و به‏راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم، پس آيا پندپذيرى هست؟) چهار بار در همين سوره عيناً تكرار مى‏شود.

36. يك ترجيع‏بند ديگر در سوره مرسلات است كه آيه <ويل يومئذٍ للمكذّبين» (در چنين روزى واى بر منكران) ده مرتبه دراين سوره تكرار شده است.

37. آيات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آيه است، كه از آن ميان چهار آيه سجده واجب دارد كه بايد به‏هنگام خواندن يا شنيدن آنها سجده كرد و سوره‏هايى را كه اين چهار آيه در آن هست <عزايم» نامند و اين چهار سوره عبارتند از: سجده، فصّلت، نجم، علق.

38. وان يكاد: آغاز آيه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آيه بعدى) چنين است: <و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصارهم لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذكر للعالمين» (و بسيار نزديك بود كه كافران چون قرآن را شنيدند، تو را با ديدگانشان آسيب برسانند [چشم‏زخم بزنند] و گفتند او ديوانه است. و حال آن‏كه آن جز پندى براى جهانيان نيست) (سوره قلم، آيات 51 و 52). مفسران در شرح اين آيه گفته‏اند كه عده‏اى از كافران، چشم‏زنان حرفه‏اى و قهّار و شورچشم و گزندرسان طايفه بنى‏اسد را، كه به‏چشم‏زنى و آسيب‏رساندن با چشم به‏انسان و حيوان معروف بودند، آوردند كه حضرت رسول(ص) را چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان داشت و اين آيه در اشاره به‏آن نازل شد و حسن بصرى و ديگران گفته‏اند كه خواندن و به‏همراه‏داشتن اين آيه در دفع چشم زخم مؤثر است. همين است كه از آيه وَ اِنْ يكاد، حرز و تعويذى به‏صورت گردن‏بند هم ساخته مى‏شود و به‏گردن اطفال مى‏اندازند. حافظ گويد:

حضور محفل انس است و دوستان جمعند
وان‏يكاد بخوانيد و در فراز كنيد

(يعنى در را ببنديد كه نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).

39. در قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است. اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهيم(ع) 3. ادريس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائيل [=يعقوب‏](ع) 6. اسماعيل(ع) 7. الياس(ع) 8. اليسع(ع) 9. ايوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذوالكفل(ع) 12. زكريا(ع) 13. سليمان(ع) 14. شعيب(ع) 15. صالح(ع) 16.عيسى(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسى(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. يحيى(ع) 24. يوسف(ع) 25. يونس(ع).

40. اعلام قرآن، يعنى شناخت و معرفى صاحبان نام‏هاى خاص در قرآن كريم كه اين نام‏هاى خاص 1) گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنين يا شعيب يا ابراهيم. 2)گاه‏شامل نساء است؛ مانند مريم و زنان بعضى انبيا يا زليخا كه تحت عنوان امرأةالعزيز همسر عزيز مصر از او نام برده شده است. 3)گاه شامل اماكن جغرافيايى است؛ نظير مصر، مدين، مكه و مدينه. 4)گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) يا حنين. 5) گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، يأجوج و مأجوج. 6) گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئيل، ميكائيل، ملك‏الموت، مالك دوزخ، هاروت و ماروت. 7)گاه شامل آلهه كفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، يعوق. 8) گاه شامل ائمةالكفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون. 9)گاه شامل موجودات غيبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبيل، كوثر. 10)گاه شامل كتب آسمانى است: زبور، تورات، انجيل و قرآن.

41. آيا قرآن غثّ و سمين دارد؟ اين مسأله از قديم معركه آراى قرآن‏پژوهان و قرآن‏شناسان مسلمان بوده است. از قدما كسى كه با صراحت تمام به اين سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالى است، كه طبق اعتقاد خود به غث و سمين داشتن قرآن‏كريم، كتابى به سليقه خود از آيات برتر قرآنى برگزيده است كه جواهرالقرآن نام‏دارد و جمعاً نزديك 1400 آيه (كمتر از يك‏چهارم كل آيات قرآن) برگزيده است. در اين زمينه قابل توجه است كه يك قطعه دوبيتى فارسى كه گوينده‏اش مجهول است از قدما به‏دست ما رسيده است. در قدمت اين قطعه دوبيتى همين بس كه ابن‏عربشاه (احمدبن محمد، 791 - 854 ق.) نويسنده كتاب عجائب‏المقدور فى اخبار تيمور (به‏عربى) اين دو بيت فارسى را به دو بيت عربى، كه هموزن و همقافيه آن است، ترجمه كرده است كه هردو، هم دو بيت فارسى و هم دو بيت عربى را نقل مى‏كنيم:

در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن
گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى

در كلام ايزد بيچون كه وحى مُنزلست
كى بود تبت يدا مانند يا أرض ابلعى

ما استوى فى موقف الإفصاح منطيق ولو
قد سحبا سحب سحبان واصمى‏ أصمعى

فافتكر فيما ترى فى منزل أعيى الورى
هل ترى تبت تحاذى قيل يا أرض ابلعي

(زندگى شگفت‏آور تيمور، ترجمه محمدعلى نجاتى، ص 337)

42. قاريان هفت‏گانه يا قرّاء سبعه، كه در واقع ائمه قراءت و قراءت‏شناس و مُقرى (داناى علم قراءت و قراءت‏پژوه) هستند، عبارتند از: 1. عبداللَّه‏بن عامر دمشقى (م‏21- 118ق.) 2. عبداللَّه‏بن كثير مكى (45 - 120ق.) 3. عاصم بن ابى‏النجود (128-76ق.) 4. زَبّان‏بن علاء = ابوعمرو بصرى (68 - 154ق.) 5. حمزةبن حبيب كوفى (80 - 156ق.) 6. نافع‏بن عبداللَّه مدنى (70 - 169ق.) 7. على‏بن حمزه كسائى (189-119ق.).

43. متشابهات طبق تصريح قرآن كريم (آل عمران، 7) در قرآن كريم وجود دارد، يعنى آيه‏ها و عباراتى از قرآن كه آنها را نمى‏توان و نمى‏بايد به‏معناى ظاهرى گرفت. مانند اين‏كه <عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محكمات است كه بخش اعظم قرآن را تشكيل مى‏دهد و معناى آنها از ظاهرشان برمى‏آيد؛ مانند <الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» (بقره، 233) (مادران بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند). متشابهات در قرآن كريم در حدود دويست آيه در ميان 6236 آيه است. تأويل متشابهات جايز و بلكه لازم است و آن وظيفه و در حد توان راسخان درعلم وايمان است. و برعكس، تأويل محكمات غيرلازم و ممنوع است.

44. آيا تأويل قرآن را فقط خداوند مى‏داند؟ اين بحث معركه آراى مفسران و قرآن‏پژوهان اهل سنت و شيعه است و مرجع قرآنى آن آيه هفتم از سوره آل‏عمران است كه پس از بيان اين‏كه قرآن هم محكمات دارد كه اساس كتاب را تشكيل مى‏دهد و هم متشابهات، و بيان اين كه كژدلان در پى تأويل بر وفق هوى‏ و هوس‏هاى خود هستند مى‏فرمايد كه: <و ما يعلم تأويله الّا اللَّه والراسخون فى العلم» كه اين عبارت قرآنى هم از نظر نحوى و هم بلاغى قابليت دو قراءت دارد: الف) قراءت وقف پس از اللَّه، كه قراءت اكثر اهل سنت است مگر معدودى از بزرگان آنان، مانند زمخشرى، قاضى عبدالجبار همدانى، ابوالسعود عمادى، آلوسى، قاضى بيضاوى و حتى نحويان بزرگى چون نحّاس، عكبرى و محمود صافى، ب) قراءت عطف، يعنى عطف الراسخون فى العلم به‏اللَّه كه قراءت اكثريت قريب به اتفاق شيعه اماميه است و عده‏اى از بزرگان اهل سنت كه نام بعضى از آنان را هم‏اكنون ياد كرديم. آرى چون در اين آيه الراسخون فى العلم در مقام مدحند، و ندانستن تأويل قرآن مدح نيست، و چون اگر كسى جز خداوند داناى تأويل متشابهات قرآن نباشد، العياذ باللَّه قرآن شبيه به‏معما و در نهايت ناقض غرض صاحب قرآن خواهد شد، و نمى‏توان گفت كه حتى حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) تأويل قرآن را نمى‏دانند، لذا در پاسخ به اين سؤال كه در صدر اين فقره آورديم مى‏گوييم كه آرى راسخان در علم كه در درجه اول عبارت از حضرات معصومين(ع) هستند (كه فرموده‏اند: نحن الراسخون فى العلم، فنحن نعلم تأويله/ ما راسخان در علميم، لذا تأويل قرآن را مى‏دانيم) و سپس ائمه علم وادب و قرآن‏شناسان و قرآن‏پژوهان دانشور، داناى تأويل متشابهات و تواناى تأويل متشابهاتند.

45. قرآن كريم به انواع شكل‏ها و شيوه‏ها كتابت و چاپ شده است. از مهم‏ترين خوشنويسان قرآن در عصر قديم، ابن‏مقله (واضع خط ثلث) و ابن بَوّاب و ياقوت مستعصمى، و در اعصار جديدتر از همه مشهورتر احمد نيريزى است كه يكى از مصاحف كتابت او درعصر جديد تحت عنوان<قرآن مستضعفين» (پس از زدودن نام قبلى آن كه به پهلوى دوم مربوط بوده است) به‏طبع رسيده است. در جهان اسلام يكى از بهترين خوشنويسان معاصر، حامدالآمدى خطاط هنرمند ترك است، و ديگر عثمان‏طه خطاط هنرمند سورى و هم‏چنين قرآن به ابعاد مختلف كتابت و چاپ شده از جمله كل قرآن در يك صفحه (حتى كوچك‏تر از يك صفحه روزنامه اطلاعات) به‏طبع رسيده است كه طبعاً بسيار ريز است و فقط با ذره‏بين قابل خواندن است. هم‏چنين با كاغذ بسيار نازك در ابعاد يك در دوسانتى‏مترى هم چاپ شده است. و يكى از كتابت‏هاى آن در قطع بزرگ كتابت بايسنقُر ميرزا (802 - 838ق.) شاهزاده هنرمند تيمورى، به خطى است كه غير خبرگان آن را ثلث مى‏خوانند اما در واقع خط محقّق است، و در ابعادى تقريباً يك متر در نيم متر كتابت شده بوده و شايد هنرى‏ترين خوشنويسى قرآن بوده است و گويا مدت‏ها در دروازه‏قرآن شيراز محفوظ بوده است، سپس به‏جاى روزگار، مردم نامسؤول و بى‏فرهنگ روزگار، آن را صفحه-صفحه كرده‏اند و طوفان حادثه، يعنى همين تاراج‏گرى و طمّاعى، هر برگ آن را به ديارى افكنده است و امروز اغلب برگ‏هاى آن در موزه‏هاى معروف جهان محفوظ است.

46. نخستين چاپ قرآن به‏وسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سال‏هاى 1503 تا 1523م. انجام گرفته است. طبع‏هاى مهم ديگر قرآن كريم عبارتند از: طبع ابراهام هينكلمان در 1694م. (هامبورگ)؛ طبع فلوگل (1834م.، لايپزيك)؛ طبع سن‏پترزبورگ كه اولين طبع براى مسلمانان است در 1787م.؛ طبع تبريز در 1242ق. يا 1244ق. نخستين تصحيح و طبع علمى قرآن كريم در جهان اسلام مصحف قاهره است، در سال 1343ق. / 1923م.، تحت اشراف استادان الازهر، و با حمايت ملك‏فؤاد اول. اين مصحف بر معتبرترين كتب رسم‏الخط خاص قرآن و قراءات خاص قرآن استوار است و با روايت معيارين حفص از عاصم تدوين شده است. مصحف مدينه كه امروزه مصحف عالمگير و رسمى جهان اسلام شمرده مى‏شود، برهمان تصحيح و طبع مصحف قاهره استوار است و به خط عثمان طه خطاط هنرمند سورى است.

47. ترجمه فارسى، يعنى قديم‏ترين ترجمه قرآن در عهد رسول‏اللَّه(ص) انجام گرفته است؛ زيرا در نامه‏هاى ايشان به پادشاهان آن روزگاران، مانند نجاشى و مقوقس و خسروپرويز، آيات قرآنى هم بود، و طبعاً ترجمه نامه‏ها و آيات به اطلاع آنان مى‏رسيد، و حضرت(ص) اين معنا را مى‏دانستند و انكارى نمى‏فرمودند. ديگر اين‏كه عده‏اى از ايرانيان از سلمان خواسته بودند كه سوره حمد (و بعضى آيات قرآنى) را براى آنان به فارسى ترجمه كند و او چنين كارى انجام داده بود از جمله بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم را به <به‏نام يزدان بخشاينده» ترجمه كرده بود، و حضرت رسول(ص) از اين مسأله باخبر بودند و انكارى نفرموده بودند. در قرون بعد نيز ايرانيان نخستين قومى از مسلمانان بودند كه قرآن را به‏زبان مادرى و رسمى خود ترجمه كردند. تا قبل از كشف و تصحيح قرآن قدس به‏همت آقاى دكتر على رواقى، ترجمه تفسير طبرى كه ترجمه آيات قرآنى را نيز همراه دارد و در سال 345ق. صورت گرفته بود، كهن‏ترين ترجمه فارسى قرآن شمرده مى‏شد. ولى ترجمه قرآن قدس از آن هم كهن‏تر و متعلق به سال‏هاى بين 250 تا 350 هجرى قمرى است.

48. ترجمه تركى قرآن، نسخه‏اى از ترجمه تركى قرآن با تاريخ 734ق. در موزه‏هاى هنرى تركى - اسلامى استانبول نگهدارى مى‏شود، كه قديم‏ترين ترجمه موجود تركى قرآن است.

49. ترجمه اردو، نخستين ترجمه قرآن كريم به زبان اردو، ترجمه مولاناشاه رفيع‏الدين دهلوى است (1190 ق.)؛ اما از آن پس اردوزبانان در ترجمه و تفسير قرآن كريم در فاصله چهار قرن، سنگ تمام گذاشته‏اند و كتابشناسى ترجمه‏ها و تفسيرهاى قرآن كريم به زبان اردو كه منتشر شده است، بيش از يك‏هزار اثر را دربر دارد.

50. ترجمه لاتين، نخستين ترجمه لاتينى قرآن را رابرت كتونى (روبرتوس كتننسس) در سال 1143م. انجام داد كه قرن‏ها بعد با اجازه مارتين لوتر اجازه چاپ پيداكرد.

51. ترجمه انگليسى قرآن، قرآن كريم به انگليسى بيش از هر زبان اروپايى ديگر ترجمه شده است و امروزه بيش از چهل ترجمه كامل و يك‏صدوبيست ترجمه برگزيده از قرآن كريم به انگليسى وجود دارد. نخستين ترجمه كامل انگليسى به قلم الكساندر راس است كه از روى ترجمه فرانسوى در سال 1648م. به عمل آمده است. از غير مسلمانان ترجمه آرتور آربرى ترجمه‏اى ممتاز است. و از مسلمانان ترجمه‏هاى پيكتال و عبداللَّه يوسف‏على.

52. ترجمه فرانسوى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى فرانسوى قرآن ترجمه كازيميرسكى، و ترجمه بلاشر است.

53. ترجمه آلمانى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى آلمانى قرآن ترجمه اولمان، ترجمه هنينگ، و اخيراً ترجمه همراه با توضيحات و واژه‏نما (كونكوردانس) اثر رودى پارِت است.

54. ترجمه روسى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى روسى قرآن يكى ترجمه كراچفسكى است، و ديگرى كه در سال جارى (1374ش.) انتشار يافته است ترجمه پرفسور عثمانوف.

55. اولين مفسر قرآن حضرت رسول(ص) هستند و نمونه‏اى از تفسيرهاى ايشان، با ترتيب سوره به‏سوره در كتاب اتقان سيوطى نقل شده است. نيز بسيارى از احاديث از ايشان نقل شده است كه روشنگر آيات قرآنى است و احاديث تفسيرى نام دارد.

56. پس از رسول‏اللَّه(ص) بزرگ‏ترين قرآن‏شناس و مفسر جامعه اسلامى درصدر اسلام، حضرت على‏بن ابى‏طالب(ع) است كه سوگند ياد فرموده است كه اگر بخواهم تفسير سوره حمد را درحدى كه هفتاد بار شتر باشد، بيان مى‏دارم. هم‏چنين ايشان از حافظان قرآن و كاتبان وحى بوده است و مصحف خود را در فاصله‏اى كمتر از يك هفته پس از وفات رسول‏اللَّه(ص) جمع كرد. ولى چون داراى توضيحات و اضافات تفسيرى بود و فى‏المثل نام منافقان را كه در قرآن با اشاره و بدون نام آمده است، بالصراحه معلوم مى‏كرد و نظاير اين، آن جمع و تدوين را كه برحسب نزول بود از ايشان نپذيرفتند. حضرت ابتدا آزرده شدند؛ ولى سپس با ديدن روشمندى و اتقان شيوه كار گروه زيدبن ثابت در عهد عثمان و كمال دقت و مراقبتى كه در تدوين مصحف امام (مصاحف عثمانى) به كار رفته بود آن‏را پذيرفتند و مصحف خود را ظاهر نساختند و فرمودند: اگر همان مسؤوليتى كه به‏عثمان داده شد به من داده مى‏شد من نيز در جمع و تدوين قرآن همان كار را مى‏كردم.

57. پس از حضرت رسول و حضرت على(ع) بزرگ‏ترين قرآن‏شناس جامعه صدر اسلامى ابن عباس (عبداللَّه‏بن عباس) صحابى گرانقدر و شاگرد حضرت على(ع) بوده است كه اقوال تفسيرى او كه در دل تفسير طبرى آمده بوده است، به‏صورت مستقل جمع شده و به كوشش فيروزآبادى صاحب قاموس تحت عنوان تنوير المقباس فى تفسير ابن‏عباس مدون گرديده و در عصر جديد انتشار يافته است.

58. پس از ابن‏عباس شاگرد بزرگش مجاهد، مفسرى‏بزرگ است و گويند سى‏بار قرآن‏كريم را به‏درس و تفسير نزد ابن‏عباس دوره كرده بود و به روايتى شاگرد حضرت على(ع) هم بوده است. در سال‏هاى اخير تفسير او در دو مجلد به‏طبع رسيده است.

59. مهم‏ترين تفسير قديم جهان اسلام تفسير طبرى مورخ و محدث بزرگ ايرانى‏است (متوفى 310ق.) كه به جامع‏البيان معروف است و در سى مجلد به‏طبع رسيده است. اين تفسير قديم‏ترين و مهم‏ترين تفسير نقلى يا مأثور جهان اسلام هم شمرده مى‏شود.

60. قديم‏ترين تفسيرهاى شيعه يكى تفسير على بن ابراهيم قمى است كه در دو مجلد به طبع رسيده است؛ و ديگر تفسير فرات كوفى كه آن نيز طبع منقحى دارد. قمى و كوفى از رجال اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجرى‏اند.

61. قديم‏ترين تفسير فارسى شيعه اماميه، تفسير ابوالفتوح رازى (متوفاى نيمه‏اول قرن ششم هجرى) است كه رَوض‏الجِنان و رَوح‏الجَنان نام دارد. اين تفسير دربيست جلد است و پيش‏ترها به كوشش علامه‏قزوينى،مرحوم قمشه‏اى، مرحوم‏شعرانى واخيراً به كوشش دكتر محمدجعفر ياحقى ودكتر مهدى ناصح به‏طبع رسيده است.

62. قديم‏ترين تفسيرعرفانى فارسى تفسيركشف‏الاسرار و عُدّةالابرار اثر رشيدالدين ابوالفضل ميبدى (م‏520 ق.) است كه مبتنى بر امالى تفسيرى خواجه عبداللَّه انصارى است.

63. مهم ترين تفسير بروفق مشرب يا مذهب اعتزال تفسير كشاف زمخشرى (م‏538ق.) است.

64. مهم ترين تفسير كلامى جهان اسلام، بروفق مذهب اشعرى،تفسير كبير امام فخر رازى (م‏606ق.) است در بيش از سى مجلد.

65. جامع‏ترين تفسير قديمى شيعه اماميه مجمع البيان در ده مجلد اثر ابوعلى امين‏الاسلام فضل بن حسن طَبْرِسى (م‏548ق.) به عربى است كه به فارسى هم ترجمه شده است.

66. مهم‏ترين تفسيرشيعه در قرن چهاردهم هجرى تفسير الميزان، اثر شادروان علامه طباطبائى(م‏1361ش.) است در بيست جلد به‏عربى كه به‏فارسى هم ترجمه‏شده است.

67. جديدترين ومهم‏ترين تفسير جهان اسلام (اهل سنت)،التفسير المنير نوشته استاد وهبة زُحيلى است، به عربى (32جلد در شانزده مجلد، طبع 1411ق./ 1991م.). دكتر زُحيلى فقه‏شناس و استاد فقه دراغلب دانشگاه‏هاى سوريه وجهان اسلام است.گفتنى است كه اين كتاب در چند سال پيش برنده جايزه كتاب سال جهانى جمهورى اسلامى ايران شد.

68. <اعجاز عددى قرآن كريم» يكى از رشته‏هاى قرآن‏پژوهى جديد است كه مقصود آن نشان‏دادن نظم اعجازگونه رياضى قرآن كريم است. نخستين كسى كه اين مسأله را پيش كشيد و حيرت و اعجاب جهانيان را برانگيخت،دكتر رشاد خليفه مصرى‏الاصل و استاد كامپيوتر در دانشگاه‏هاى امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسم‏اللَّه‏الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه <اسم» نوزده‏بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (اللَّه) 2698 بار كه مضربى از نوزده است؛ يعنى 19 142؛ و <الرحمن» 57بار (3 19)، و <الرحيم» 114بار (19 6) در قرآن به‏كار رفته است. اما نظريه او از دو جهت غوغا به‏بار آورد: يكى آن‏كه عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (عليها تسعة عشر). اين اشكالى به‏بار نمى‏آورد، ولى عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است؛ يعنى <حروف حى» يا اصحاب نزديك باب است، لذا مسلمانان از اين نظريه برآشفتند و آشوب‏هاى بعد در نهايت به‏ترور يا قتل رشاد خليفه انجاميد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى <حساب سازى» در آن مشاهده شد. ازجمله يكى از بزرگ‏ترين قرآن‏پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيق‏ترين فرهنگ‏ها و فهرست‏هاى آمارى قرآن است (به‏نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم/ المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام داده و از نظريه دكتر رشاد خليفه هم باخبر بوده است و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه را 2699 نشان مى‏دهد كه با آمار رشاد خليفه يك عدد اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقى دو عدد اختلاف دارد.

69. امّا راهى را كه رشاد خليفه باز كرده بود ديگران از جمله عبدالرزاق نوفل از قرآن‏پژوهان اهل سنت، و ابوزهراء النجدى از قرآن‏پژوهان شيعه ادامه دادند و به تناسب‏هاى رياضى قابل توجهى رسيدند. كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن‏كريم نام دارد و به قلم قرآن‏پژوه و قرآن‏شناس دانشور معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت‏آور عبدالرزاق نوفل نقل مى‏شود:

- واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار به‏كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.

- شياطين 68 مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.

- حيات 71 بار، موت هم همين تعداد.

- علم و معرفت ومشتقات آنها 811 بار، ايمان و مشتقات آن‏هم همين تعداد.

- ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم به‏همين تعداد.

- كلمه يوم به‏معناى روز(به‏صورت مفرد) 365بار به‏تعداد روزهاى‏سال (شمسى) در قرآن به‏كار رفته است. و به‏صورت تثنيه و جمع سى بار، به‏تعداد روزهاى ماه.

- كلمه شهر به‏معناى ماه، 12 مرتبه در قرآن ديده مى‏شود به‏تعداد ماه‏هاى سال.

70. اما كتاب دكتر ابوزهراء النجدى قرآن‏پژوه شيعه من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم نام دارد و چنان‏كه از نامش برمى‏آيد به‏عربى است و هنوز به‏فارسى ترجمه نشده است و از نظر شگفتى‏هاى رياضى به‏پاى كار رشاد خليفه و عبدالرزاق نوفل نمى‏رسد. ذيلاً چند تناسب و ظرافت عددى قرآنى را كه او پيدا كرده و در كتاب پيش گفته آورده است، نقل مى‏كنيم:

- ساعت/ الساعة در قرآن كريم 24 بار به‏كار رفته است به تعداد ساعات شبانه‏روز.

- سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار به‏كار رفته است.

- <سجد» و مشتقات آن 34مرتبه به‏كار رفته است كه برابر مجموع سجده‏هاى هفده ركعت نماز شبانه‏روزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً 34 سجده.

- لفظ صلاة و قيام و اقيموا و مشتقات آن 51 بار به‏كار رفته است كه برابر با هفده‏ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانه‏روزى است.

- مشتقات وصى/ توصيه به‏تعداد اوصياى الهى دوازده بار به‏كار رفته است.

- لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به‏كار رفته است.

- مشتقات فرقه، 72 بار به‏كار رفته است و اين به‏تعداد 72 فرقه اسلامى است.

در پايان اين نكته گفته شود كه اين‏گونه پژوهش‏ها جنبه تفننى دارد، و ارزش طراز اول علمى ندارد.

سه نكته ديگر قرآنى را ارائه نماييد.


1 . با توجه به نوعى مرزبندى اصطلاحى به‏وجود آمده از سوى قرآن‏شناسان معاصر، اين اصطلاح امروزه براى علم تفسير، تجويد، آيات الاحكام، قصص قرآن و ترجمه قرآن به‏كار نمى‏رود. ر.ك:فصل اول از بخش اول كتاب.

2 . از آن‏جا كه تدوين مصاحف عثمانى در مدينه، مركز خلافت اسلامى صورت گرفت، ارسال يك نسخه به مدينه مفهومى ندارد، بلكه نسخه اصلى درمدينه نگهدارى مى‏شده است.

3 . در اين كه اين تقسيم از سوى پيامبر صورت گرفته باشد شاهدى در دست نيست.

4 . احتمال ديگر سهولت در حفظ قرآن است.

5 . سوره توبه را جزو سبع طُوَل نشمرده‏اند، بلكه در مورد هفتمين سوره، بعضى يونس و برخى كهف را مطرح كرده‏اند. (ر.ك: الاتقان، ج‏1، ص‏199)

6 . نظر غالب در مورد آغاز سوره‏هاى مفصّلات، سوره الرحمن است. (التمهيد، ج‏1، ص‏251) بعضى ديگر آغاز مفصّلات را سوره حجرات مى‏دانند. (مناهل العرفان، ج‏1، ص‏352)

7 . و نيز <ص» [= صاد]در آغاز سوره <ص».


نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 15:43 | لینک ثابت |

معجزه قرآن و ادعیه

خواص دعاها و آیات قرانی در رفع مشکلات زندگی      هر کس که از روی اخلاص بسم الله بگوید...

 


رسول خدا ص فرمودند: در شب معراج وارد بهشت شدم و چهار رودخانه از آب، شیر، عسل و شراب دیدم!

از جبرییل پرسیدم این رودخانه ها از کجا می اید و به کجا می رود؟
جبرییل فرمود: به حوض کوثر می رود، اما نمی دانم از کجا می اید، از خداوند سوال کن.
رسول خدا ص فرمودند: دعا کردم، ملکی نزد من آمد و گفت: چشمهایت بر هم بگذار، من هم بستم.
ان ملک گفت: چشمهایت را بگشا، گشودم درختی بزرگ به نظرم آمد که زیر آن درخت دری دیدم که بسته بود.
آن ملک گفت: بگو بسم الله الرحمن الرحیم حضرت فرمودند: گفنم، درب باز شد.
وارد شدم قبه ای (گنبدی) دیدم، اطراف این قبه بسم الله الرحمن الرحیم نوشته و از وسط هیم های نام خدا نهرها جاری است، ناگاه صدایی شنیدم می گوید: هر کس از روی اخلاص بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید از این نهرها سیراب می کنم.
ثمرات-ج3-ص451


رسول اکرم ص فرمودند:

چون روز قیامت شود به بنده خدا امر می شود که وارد آتش دوزخ شود، چون نزدیک دوزخ می شود می گوید: ((بسم الله الرحمن الرحیم)) و پا در دوزخ می نهد آنش دوزخ هفتاد هزار سال راه از او دور می شود.
در روایت دیگری آمده چون بنده خدا را پای میزان حساب حاضر می کنند و نامه اعمال او را در حالی که مملو از افعال و کردار زشت است به دست او می دهند در حین گرفتن نامه اعمال بنابر عادتی که درد نیا به گفت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) داشته بر زبان جاری می کند و نامه اعمال را به دست می گیرد چون نامه اعمال را می گشاید آن را سفید می بیند در حالی که هیچ نوشته و عمل بدی در او نمی بیند.
بنده عاصی به فرشتگانی که حاضرند می گوید: در این نامه عمل چیزی نوشته نیست که بخوانم.
فرشتگان گویند: در همین نامه تمام اعمال بد تو نوشته بود اما به برکت و میمنت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) محو شد.
منهج الصادقین، ج1، ص33


چرا لقمان، حکیم شد؟!

حکایت کرده اند که لقمان روزی در راهی می گذشت، پس قطعه کاغذی دید به روی زمین افتاده، چون آن را برداشت و ملاحظه نمود دید: ((بسم الله الرحمن الرحیم)) بر او ثبت شده است، پس آن را شسته و آبش را تناول نمود و به برکت این احترام، خداوند عالم، او را حکمت تلقین فرمود.
و لقد آتینا لقمان الحکمه**سوره لقمان، آیه 12

داستان بسم الله گفتن حضرت رسول (ص ) و دفع سم
در مفتاح النبوة روایت شده چون پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله اسلام را در مدینه آشکار کرد و مردم را علنا به اسلام دعوت نمود، حسد عبدالله بن ابى (رئیس منافقان ) بر پیامبر خدا شدت یافت پس آن حضرت را با اصحابش بر طعام مسمومى دعوت نمود تا او را شهید نماید پس جبرئیل نازل شد و آنچه او اراده کرده بود به حضرت خبر داد. پس وقتى بر سر سفره نشستند، پیامبر اکرم (ص ) به امیر المؤ منین علیه السلام فرمود:(( یا على تعویذ و دعاى مفید را بر این طعام بخوان ، پس آن حضرت این دعا را خواند. بسم الله الشافى ، بسم الکافى ، بسم الله المعافى ، بسم الله الذى لایضر مع اسمه شى ء و لاداء فى الارض و لافى السماء و هو السمیع العلیم .))

پس حضرت رسول صلى علیه و آله وحضرت على علیه السلام و هر که با آنها بودند از آن غذا خوردند تا سیر شدند، و سالم از سر سفره بر خواستند، پس چون عبدالله بن ابى این قضیه را مشاهده کرد، خیال کرد و غذا را مسموم نکرده ، پس با دوستان خود بر سر سفره نشستند و بقیه طعام را خوردند و همگى هلاک شدند.

نوشته شده توسط پوریا در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 17:3 | لینک ثابت |

واژه‌شناسی تفسیر [ویرایش]

تفسیر در لغت یعنی نقاب از چهرهٔ چیزی برگرفتن.[۱]

تعریف تفسیر [ویرایش]

محمدحسین طباطبائی: «تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیه‌های قرآن، روشن کردن و پرده‌برداری از اهداف و مفاهیم آیه‌ها.»[۲] از این جملهٔ علّامه طباطبایی در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنین نتیجه گیری شده: «بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمی‌آید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمی‌نامند.» و نیز آمده:«تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.»[۳][۴]

ظاهر و بطون قرآن [ویرایش]

قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (یعنی منظوری که واضح است) و بسیاری بطون[۵] (یعنی منظورهایی که واضح نیست)[۶]

به گفتهٔ روایات و عالمان حدیث، بطون قرآن شدیداً گسترده و ناشناخته‌اند.

  • در قرآن: «وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّی الله و الرّاسخون فی العلم»
  • در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه» یعنی شگفتی‌های قرآن هرگز تمام نمی‌شود و نوآوری‌های آن به کهنگی نمی‌گراید
  • در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
  • ابن عبّاس: القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان
  • مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست. که نمی‌توان تمام جنبه‌های آن را آشکار کرد.[۷]

گفته شده قرآن مفاهیمی دارد که از ظاهر آن قابل فهم نیست. بیان این منظورها را تاویل می‌گویند. تاویل در لغت یعنی «بازگرداندن چیزی به مصداق آن».[۸] مصداق یعنی معادل خارجی یا واقعی مفهومی در ذهن یا لغتی در زبان[۹]. در اینجا بازگرداندن یعنی آشکار کردن رابطه‌ای که وجود دارد، امّا آشکار نیست. در قرآن آمده که کسی تاویل قرآن را نمی‌داند بجز خدا و رسوخ کنندگان در علم.

هدف تفسیر [ویرایش]

هدف تفسیر تلاش برای پرده برداشتن از بعضی منظورها و رسیدن به بعضی تاویل هاست. یعنی هدف تفسیر یا بالاترین حدّ آن، تاویل است.[نیازمند منبع]

انواع تفاسیر [ویرایش]

جامع یا موضوعی گستردگی بطون قرآن که از آن بحث شد، نیاز به مطالعهٔ گسترده‌ای را در جهت فهم منظور آیات ایجاد کرده. و لذا انواع زیادی از روش‌های تفسیر را موجب شده‌است، که در ادامه می‌آیند. امّا تفاسیر با غیر از روش شان هم دسته بندی می‌شوند:

عربی یا فارسی؟ در جهان اسلام عربی زبانی بین‌المللی ست، و لذا معمول است که دانشمندان اسلامی؛ از فلاسفه ای چون ابن سینا گرفته تا فقهایی چون سید روح‌الله خمینی؛ از ایرانیان چون ملاصدرا گرفته تا اهل اندلس چون ابن رشد؛ از قدمایی چون فارابی گرفته تا معاصرانی چون محمدحسین طباطبایی؛ برای نشان دادن تسّط خود بر علم و بر زبان عربی، کتاب‌های خود را به عربی می‌نوشتند. لذا اکثر کتب جهان اسلام به عربی و تعداد کمتری به فارسی، انگلیسی، چینی، فرانسوی و سایر زبان‌ها اند.

شیعی یا سنّی؟ طبق حدیثی از پیامبر اسلام، جامعهٔ اسلامی پس از ایشان به ۷۲ مذهب تقسیم خواهد شد. اوّلین جدایی در مذاهب بین شیعه و سنّی رخ داد. لذا دانشمندان هر گروه قرآن را مطابق اصول آیین خود تفسیر می‌کنند.

لحن تفاسیر نیز ممکن است بیشتر ادبی یا بیشتر علمی باشد. مانند:

  • کنز الدقائق و بحر الغرائب - محمد بن محمد رضا قمی مشهدی: ادبی
  • المیزان فی تفسیر القرآن- سید محمد حسین طباطبایی: علمی

ترتیبی یا موضوعی؟ آیاتی از قرآن که قرار است تفسیر شوند، به دو روش انتخاب می‌شوند.

  • در اکثر تفاسیر کل قرآن یا قسمتی از قرآن به ترتیب آیات، شرح داده می‌شود. تعداد این گونه تفاسیر به قدری زیاد است که آگاهی از چند و چون شان از توان محقّقان بزرگ هم بیرون است.
  • در برخی تفاسیر قدیمی و جدید اگرچه آیات به ترتیب تفسیر شده‌اند امّا در تفسیر روی موضوع خاصّی تاکید بیشتری شده. مانند:
    • تقریب القرآن إلی الأذهان - سید محمد شیرازی: با تاکید بر موضوعات اعتقادی و تاریخی
    • تفسیر نمونه - زیر نظر: مکارم شیرازی (معاصر): با تاکید بر موضوعات اجتماعی معاصر
  • در تعداد کمی از تفاسیر هم که اغلب معاصر اند، آیات مربوط به موضوعی معیّن جمع آوری و شرح و تبیین شده و سپس مبحث از آنها استخراج می‌شود.[۱۰] مانند:
    • تفسیر موضوعی - جوادی آملی
    • تفسیر پیام قرآن - زیر نظر: مکارم شیرازی
    • تفسیر منشور جاوید - آیت اللّه جعفر سبحانی

نقلی یا اجتهادی

  • نقل، از منابع متفاوت و به شیوه‌های متفاوت انجام می‌شود.
    • تفسیر روایی یا تفسیر اثری یا تفسیر به مأثور: رویکردی به تفسیر قرآن است که در آن از روایات امامان معصوم استفاده می‌شود.
  • اجتهاد در تفسیر نیز شیوه‌های متفاوتی دارد
    • تفسیر قرآن به قرآن
    • تفسیر جامع
    • تفسیر کلامی

نمونه‌هایی از تفسیرهای معروف و موضوعشان از این قرارند:

در میان شیعیان:

نام کتاب↓ مؤلف↓ موضوع↓
البرهان فی تفسیر القرآن سید هاشم بحرانی تفسیر روایی
التبیان فی تفسیر القرآن شیخ طوسی تفسیر اجتهادی
مجمع البیان فی تفسیر القرآن شیخ طبرسی تفسیر جامع
تفسیر ابوالفتح رازی
بیان السعادة فی مقامات العبادة حاج سلطان‌محمد گنابادی تفسیر عرفانی
المیزان فی تفسیر القرآن سید محمد حسین طباطبایی تفسیر قرآن به قرآن
الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن محمد صادقی تهرانی تفسیر قرآن به قرآن
تفسیر تبیان شیخ طوسی جامع
تفسیر نمونه به فارسی ناصر مکارم شیرازی اجتماعی
تفسیر نور به فارسی محسن قرائتی اجتماعی

در میان اهل تسنّن:

نام کتاب↓ مؤلف↓ موضوع↓
تفسیر طبری طبری تفسیر روایی
کشّاف زمخشری
مفاتیح الغیب/تفسیر کبیر فخر الدین رازی کلامی و اجتهادی
آلوسی
المنار
فی ظلال القرآن سید قطب

روش‌های تفسیر [ویرایش]

روش‌های فهم قرآن و پشتوانهٔ تاریخی آن‌ها بسیار متنوّع است؛ که در اینجا به ترتیب آورده شده اند:[۱۱]

  1. تبیین ظاهر
    1. املا و اعراب دقیق و تطبیق و تصحیح شده.
    2. ترجمهٔ عالی و بی نظیر
  2. توضیح ظاهر
    1. توضیحات ادبی
    2. خود قرآن نهی می‌کند
  3. توضیح قرآن با قرآن: ضرب المثل یا کلام معروفی بین اهل حوزه‌است که «القرآن یُفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضا». تفسیر المیزان، مورد بسیار معروفی از استفادهٔ بسیار قوی از این روش است.
  4. توضیح قرآن با احادیث
    1. از پیامبر
    2. از امامان شیعیان
    3. از صحابه
    4. از تابعین
  5. فهم قرآن به مرور زمان: ابن عبّاس می‌گوید «القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان». زیرا با گذر زمان نخبگان جدیدی می‌آیند و مسائل جدیدی حل می‌کنند.[۱۲]
  6. توضیح قرآن با علوم عقلی صرف
    1. الهیات
    2. علوم ریاضی
  7. توضیح قرآن با علوم تجربی: در استفاده از این روش، محمدحسین طباطبایی در انتخابی ابتکاری و میانه رو بین اکتفا به ظاهر و استناد به علوم به انتخاب بعضی علوم خاص به طور مختصر که پیش‌نیاز درک مفاهیم مهمّی اند بسنده کرد.
    1. نظریات مورد اطّلاع همه
    2. نظریات کلاسیک
    3. نظریات نوین
  8. توضیح قرآن با علوم مخفی نظیر علم اعداد که متاسّفانه در دوران متصوّفه رایج شده بود
  9. تفسیر موضوعی: جمع بندی در مباحثی با قرآن. مانند قصص قرآن
  10. استنتاج و استخراج از قرآن
    1. احکام
    2. مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی
  11. تفسیر به رای. مکارم شیرازی می‌گوید: «خطرناک‌ترین روش در تفسیر قرآن این است که به جای شاگردی در مکتب قرآن، ژست معلّمی... به خود بگیریم.... چرا که این طرز بهره برداری از قرآن تفسیر نیست. تحمیل است.»[۱۳]

پیشینهٔ تفسیر [ویرایش]

مرور پیشینه و تاریخچهٔ پیشرفت فنّ تفسیر به صورت تحلیلی، باعث پی بردن به منشا روش‌های ذکر شده در تفسیر قرآن است. پیشینهٔ تفسیر به صدر اسلام برمی‌گدد. ابتدا پیامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم می‌دادند. سپس این جریان از دو سو دنبال شد: از سویی توسط حضرت علی و امامان شیعیان؛ و از دگرسو توسّط مفسّرین نسل اوّل و دوّم اسلام، یعنی صحابه و تابعین(قرن ۱و۲ هجری). سپس پنج عامل باعث شد تا روش دانشمندان اسلامی در تفسیر قرآن مختلف شود.

روش پیامبر [ویرایش]

ابتدا پیامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم می‌دادند.

روش علی بن ابی‌طالب و دوازده امام شیعیان [ویرایش]

روش عموم صحابه و تابعین [ویرایش]

قدیمی‌ترین تفاسیری که نشانی از آنها هنوز موجود است، تفسیر سعید بن جبیر (وفات ۹۴ یا ۹۵ ه.ق. از اصحاب خاص امام سجاد) و سپس مجاهد بن جبر (وفات ۱۰۴ ه.ق. دست پروردهٔ ممتاز یکی از شاگردان برجستهٔ علی بن ابی طالب به نام ابن عباس است).[۱۴] از آن پس تفسیر قرآن در قالب مکتوب رایج شد.[۱۵][۱۶]

طبقه اول از مفسرین اسلام، جمعی از صحابه بودند، مانند ابن عباس، و عبد الله بن عمر، و ابی، و...

مفسرین طبقه دوم تابعین بودند که در دو قرن اول هجرت می‌زیستند. مانند مجاهد، قتاده، ابن ابی لیلی، شعبی، سدی و...

مبحث‌های تفسیر در آن دوران از این موارد خارج نبود:

  • چارچوبه جهات ادبی آیات
  • شان نزول آنها
  • مختصری استدلال به آیات برای توضیح آیاتی دیگر
  • اندکی تفسیر به کمک روایات وارده از رسول خدا (ص) در باب داستان‌های قرآن و موضوعات مبدا و معاد
  • و مانند اینها

تفاوت تفسیرهای تابعین و صحابه:

  • تابعین بیشتر از صحابه در تفسیرهای خود از حدیث استفاده کردند.
  • در بین آن احادیث مواردی بود که یهودیان جعل و تحریف کرده بودند.[۱۷] هنوز هم در پاره‌ای روایات تفسیری و غیر تفسیری، از آن قبیل روایات دیده می‌شود. موضوع احادیث جعلی از این قبیل بود:
    • قصص و مباحث مربوط به آغاز خلقت
    • چگونگی ابتداء خلقت آسمانها و تکوین زمین و دریاها
    • بهشت شداد
    • خطاهای انبیاء
    • تحریف قرآن
    • و چیرهای دیگر مشابه این‌ها

در قرآن آمده: «کما ارسلنا فیکم رسولا منکم، یتلوا علیکم آیاتنا، و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمه». یعنی «همچنانکه در شما رسولی از خود شما فرستادیم، تا بر شما بخواند آیات ما را، و تزکیه تان کند، و کتاب و حکمتتان بیاموزد». محمدحسین طباطبایی در مورد این آیه می‌گوید: «همان رسولی که کتاب قرآن به او نازل شد، آن کتاب را به شما تعلیم می‌دهد.» [۱۸]

روش طبقات بعدی مفسّرین [ویرایش]

پنج عامل موجب شد تا مفسّرین بعدی روش‌های گوناگون و بسیار متفاوتی را به کار برند:

  1. فتوحات و آشنایی مسلمانان با ادیان و مذاهب گوناگون دیگر، و ملل و فرق و علمای پیرو آن آیین‌ها؛ که سرآغاز بحث‌های عقلی از نوع کلامی در اسلام بود. بحث‌های کلامی از فنّ جدل استفاده می‌کنند. یعنی مقدّماتشان چیزی ست که طرف مقابل قبول دارد.
  2. در اواخر قرن اول هجرت و در فاصلهٔ جایگزینی حکومت امویان و عباسیان، فلسفه یونان به عربی ترجمه شده، در بین دانشمندان مسلمان منتشر شد. این موضوع باعث رونق دو چندان بحث‌های عقلی شد. امّا این بار از نوع فلسفی. فلسفه از فنّ برهان (نه جدل) استفاده می‌کند. یعنی مقدّماتشان بدیهیات ساده و همگانی عقلی ست.
  3. از حدود قرن چهارم[نیازمند منبع] روش‌های عرفانی بویژه صوفی‌گری هم به اسلام وارد شده و به تدریج طرفداران بسیاری بدست آورد. در این روش به جای برهان و استدلال فقهی، حقایق و معارف دینی را از طریق مجاهده و ریاضت‌های نفسانی در می‌یابند.
  4. از همان ابتدا گروهی از مردم سطحی نگر بودند که از تفکّر و تعقّل شخصی (جز گاهی در فهم معنای ادبی و لغوی قرآن) استفاده نمی‌کردند. بلکه در فهم آیات قرآن به احادیث بسنده می‌کردند و حتّی تلاشی هم برای فهم احادیث نمی‌کردند؛ بلکه به معنای ظاهری آنها بسنده می‌کردند.
  5. عامل مهم دیگری که در این اختلاف اثر به سزائی داشت، اختلاف شدید [۱۹] مذاهب بود. مثلاً در تمام این موارد تفرقه به وجود آمد[۱۹]:
    • معنای اسماء خدا، صفات و افعال خدا
    • معنای آسمانها و زمین و آنچه در آن دو است
    • قضاء و قدر، جبر و تفویض
    • مرگ، برزخ، بعث، ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ

این عوامل بود که باعث شد، روش دانشمندان مسلمان در تفسیر قرآن، گوناگون شود.

روش گروه «محدثین» [ویرایش]

روش گروه «متکلمین» [ویرایش]

  • فرق تفسیر و تطبیق

روش گروه «فلاسفه مشاء و اشراق» [ویرایش]

  • منظور از فلاسفه دانشمند به همه علوم ریاضیات و طبیعیات و الهیات و حکمت عملی بود.

روش گروه «متصوفه» [ویرایش]

در روش متصوفه تفسیر بر اساس شهود است. ابن عربی، به عنوان عارفی برجسته، قطعا قرآن را به عنوان یکی از منابع مهم معرفتی می شمارد و در موارد مختلف بدان استناد می جوید. به نحوی که می‌توان وی را مفسر قرآن محسوب کرد. از نظر وی، قرآن کلیدی است که خدا برای انسان قرار داده و از او خواسته است که از در وارد شود نه از پنجره که سوء ادب محسوب می‌شود. مطالب بیشتر: قرآن و روش تفسیر آن از دیدگاه ابن عربی

روش مردم بعد از آن [ویرایش]

  • علوم غریبه
  • ظاهر و باطن قرآن
  • تفسیر و تنزیل و تاءویل

روش «مفسّران قرن حاضر» [ویرایش]

  • روشی بر مبنای علوم طبیعی و اجتماعی

روش «منهج یابی» [ویرایش]

  • روش محمدحسین طباطبایی
  • روش اجتماعی تفسیر نمونه و تفسیر نور
  • مقالهٔ منهج تفسیری قرآن کریم
نوشته شده توسط پوریا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 17:44 | لینک ثابت |

 

﴾ فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ  ﴿

( وچون قرآن بخواني از شر شيطان رجيم به خدا پناه ببر  )

امانت داري

إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا

خدا به شما فرمان ميدهد كه امانتها را به صاحبانشان باز گردانيد . و چون در ميان مردم به داوري نشينيد ، به عدل داوري كنيد . خدا شما را چه نيكو پند ميدهد . هر آينه او شنوا و بينا است .

 سوره نسا – آيه 58

امر به معروف و نهي از منكر

وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

بايد كه از ميان شما گروهي باشند كه به خير دعوت كنند و امر به معروف و نهی از منكر كنند. اينان رستگارانند.

سوره آل عمران - آيه 104

امر به معروف و نهي از منكر

يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

اي پسرك من، ( لقمان خطاب به پسرش ) نماز بگذار و امر به معروف و نهي از منكر كن و بر هر چه بر تو رسد صبر كن ( زيان به خاطر اين كار ) كه اين از كارهايي است كه نبايد سهلش انگاشت .

سوره لقمان – آيه  17

اجازه ورود

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (27)

فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلونَ عَلِيمٌ (28)

لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ(29)

اي كساني كه ايمان آورده ايد به خانه اي غير از خانه خود بي آنكه اجازه طلبيد و بر ساكنانش سلام كرده باشيد ، داخل مشويد . اين براي شما بهتر است . ( 27 )

 و اگر در خانه كسي را نيافتيد، داخل مشويد تا شما را رخصت دهند. و اگر گويند : باز گرديد باز گرديد . اين برايتان پاكيزه تر است . و خدا  بر  هر كاري كه  مي كنيد آگاه  است . ( 28 )

بر شما گناهي نيست به خانه هاي غير مسكوني كه متاعي در آن نيست داخل شويد .  هر چه را آشكار سازيد يا پنهان داريد خدا به آن آگاه است . ( 29 )

سوره النور -   آيه  29  -  28  -  27

اجازه ورود

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (58)

وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (59)

اي كساني كه ايمان آورده ايد بايد بندگان شما و آنها كه هنوز به حد بلوغ نرسيده اند در سه هنگام از شما براي وارد شدن به خانه رخصت طلبند . پيش از نماز صبح و هنگام ظهر كه لباس از تن بيرون مي كنيد و بعد از نماز عشا . اين سه وقت، وقت خلوت شماست در غير آن سه هنگام  شما و آنها گناهي مرتكب نشده ايد اگر بر يكديگر بگذريد . خدا آيات خويش را اينچنين براي شما بيان مي كند و خدا دانا و حكيم است . ( 58 )

و چون اطفال شما به حد بلوغ رسيدند ، بايد همانند كساني كه ذكرشان گذشت رخصت طلبند . خدا اينچنين آيات خويش را براي شما بيان مي كند و خدا دانا و حكيم است .  ( 59 )

 سوره النور -   آيه 59  -   58

ارث

لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَمِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا (7)

وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا (8)

وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا (9)

از هر چه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مي گذارند مردان را نصيبي است ، و از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث ميگذارند چه اندك و چه بسيار زنان را نيز نصيبي است  نصيبي معين . ( 7 )

و چون به هنگام تقسيم ، خويشاوندان و مسكينان حاضر آمدند به آنان چيزي ارزاني داريد و با آنان به نيكويي سخن گوييد . ( 8 )

بايد از خدا بترسند كساني كه پس از خود فرزنداني خرد و ناتوان بر جاي ميگذارند و از سرنوشتشان بيمناكند ،  بايد كه از خدا بترسند و سخن عادلانه و به صواب گويند . ( 9 ) ( منظور اينكه كساني كه در حال تقسيم ارث هستند آيا مي پسندند كه ديگران در مورد فرزندان  كوچكشان قضاوت ناعادلانه كنند)

سوره نسا -   آيه 9 - 8 - 7

ارث

يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا (11)

وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (12)

 

خدا در مورد فرزندان به شما سفارش مي كند كه سهم پسر برابر سهم دو دختر است  . و اگر وراث همه دختر و دو و بيش از دو  باشند ، دو سوم ميراث از آن آنهاست . و اگر دختر تنها بود ، نصف سهم برد . و اگر متوفي فرزند داشته باشه سهم پدر و مادرش  هر يك ، يك ششم ميراث است .و اگر فرزند نداشته باشد   و ميراث بران فقط پدر و مادر او باشند ، براي مادرش يك سوم و براي پدرش دو سوم بقيه است . و اگر برادراني  هم داشته باشد ، سهم مادر يك ششم است .  همه اينها پس از انجام وصيتي است كه او كرده و پس از اداي ديون و وامهاي اوست كه بايد به مردم داده شود . و شما نميدانيد كه از پدران و فرزندانتان كدام يك شما را سودمندتر است . ( يعني كدام يك براي ارث بردن لايق تر اند و فقط خدا ميداند ) اينها حكم خداست ، كه خدا دانا و حكيم است .(11 )

اگر زنانتان  فرزندي نداشتند ، پس از انجام دادن وصيت و پرداخت ديون آنها نصف ميراثشان از آن شماست . و اگر فرزندي داشتند يك چهارم آن .  و اگر شما را فرزندي نبود يك چهارم ميراث از آن زنانتان است البته پس از انجام وصيتتان و پرداخت ديون و وامهايتان 0 و اگر داراي فرزندي بوديد يك هشتم آن به زنانتان ميرسد . و اگر مرد يا زني بميرد  و ميراث بر وي نه پدر باشد و نه فرزندان او ، اگر او را برادر يا خواهري باشد ، هر يك از آن دو يك ششم ببرند . و اگر بيش از يكي بودند ، همه در يك سوم مال پس از انجام دادن وصيتي كه كرده است بي آن كه براي وارثان زيانمند باشد و نيز پس از اداي دينش شريك هستند . اين اندرزي است از خدا براي شما .  ( 12 )

سوره نسا -  آيه 12  -  11

ارث

وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا

براي همه ، در  آنچه پدر و مادر  و خويشان نزديك به ميراث مي گذارند ، ميراث براني قرار داده ايم . و بهره هر كس را كه با او قراري نهاده ايد بپردازيد كه خدا بر هر چيزي گواه است .

سوره نسا – آيه 33 

ارث

يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

از تو فتوا مي خواهند ، بگو كه خدا درباره كلاله ( خواهر و برادران پدري و مادري ) برايتان فتوا ميدهد : هر گاه مردي بميرد و فرزندي نداشته باشد و او را تنها يك خواهر باشد ، به آن خواهر نصف ميراث او ميرسد . و اگر خواهر بميرد و او را فرزندي نباشد ، برادرش تمام ميراث او را ميبرد . اگر آن خواهران دو تن بودند دو سوم دارايي را به ارث ميبرند . و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن است، تا گمراه نشويد ، و او از هر چيزي آگاه است . 

سوره نسا – آيه 176

نوشته شده توسط پوریا در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 17:32 | لینک ثابت |

تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب می‌شوند.)نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.

بسته به روش شمارش و تعریف کلمه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد مختلفی برای تعداد کلمات و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آن‌ها ۷۷۷۰۱ کلمه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است.

قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد اما سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که شامل ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.

بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره‌است که در آن ۲۰ حکم الهی آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف می‌کند.

 

نوشته شده توسط پوریا در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ساعت 13:47 | لینک ثابت |

 

بخشی از مجموعه مقاله‌های:

اسلام

اصول

توحید ·

نبوت · معاد

خاص تشیع: امامت ·

عدل

فروع

نماز ·

روزه · زکات · حج · جهاد

خاص تشیع: خمس · امر به معروف · نهی از منکر · تولی ·

تبری

منابع اسلامی

قرآن ·

عقل ·

سنت (حدیث)

شخصیت‌ها

محمد ·

علی · فاطمه · اهل بیت · خلفای راشدین · امامان شیعه ·

صحابهٔ محمد

مذاهب

تسنن ·

تشیع ·

تصوف

علوم

حدیث ·

تفسیر · فقه · کلام · فلسفه ·

عرفان

تاریخ

امویان ·

عباسیان · فاطمیان · مملوکان · عثمانیان · صفویان ·

آخرالزمان

جغرافیا

مکه ·

مدینه · بیت‌المقدس · کوفه · نجف · کربلا · سامرا · کاظمین · مشهد · بغداد · دمشق ·

جهان اسلام(کشورهای اسلامی) ·

فرهنگ و جامعه

درگاه اسلام  ن • ب • و 

 

 

قرآن چیست؟

قرآن (نام پارسی: نِبی[۱]) کتاب دین اسلام و بر باور مسلمانان «معجزه محمد» و یکی از موارد اشاره شده در حدیث ثقلین است. «قرآن» که از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، در واژه به معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سوره علق به این معنی اشاره می‌شود. در باور مسلمانان، این کتاب در یک دورهٔ ۲۳ ساله از جانب خدا و از طریق جبرئیل بر محمد، که او را آخرین پیامبر می‌خوانند، فروفرستاده شده‌است. مجموع این فروفرستاده‌ها (وحی) به شکل کتابی گردآوری شده که قرآن نام دارد. قرآن دارای ۳۰ جزء، ۱۱۴ سوره و ۶۲۳۶(عدد کوفی)=۶۲۲۶(عدد شامی)=۶۲۱۴(عدد مدنی)=۶۲۰۴(عدد بصری) آیه است.

مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود می‌دانند و از آن با القابی چون «کریم» و «مجید» یاد می‌کنند. قرآن، خود را به عنوان «لوح حفاظت‌شده» («اللَوح المحفوظ»[۲]) می‌خواند.

 

 

 

 

 

 

آیه [ویرایش]

نوشتار اصلی: آیه

آیه در واژه به معنی نشانه است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این کلمه در قرآن به همین معنای خاص نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند کلمه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. طبق محاسبهٔ کامپیوتری تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی[۳]، آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های خاصی مشهورند.

بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، 5 آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۴][۵][۶] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۴] شماری از منتقدین به موارد حشو، فقدان پیش‌زمینه و استمرار در آیه‌های قرآن اشاره کرده‌اند.[۷][۸]

سوره [ویرایش]

نوشتار اصلی: سوره

سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی)[۹].

قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره ممکن است یک یا چند نام داشته باشد که معمولاً از کلمه‌ ای از آن سوره و یا واقعه ای مربوط به آن گرفته شده اند‌ . برخی معتقدند ترتیب سوره‌ها توسط پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب طول مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً وحدت موضوعی ندارند. نام رایج و تعداد آیات هر یک در انتهای این مقاله آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و تعداد آیات آنها به مقاله سوره رجوع کنید.

دیگر تقسیم‌بندی‌ها [ویرایش]

قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).

فارسی‌زبانان یک ربع از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۱۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۱۱]

سبک [ویرایش]

سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌ترند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. مسالهٔ دیگر تفاوت آشکار سبک قرآن با سایر سخنان روایت شده از پیامبر اسلام و نیز سخنان چون علی بن ابیطالب است.

پیدایش [ویرایش]

مسلمانان همگی قرآن را وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است.

گردآوری [ویرایش]

دوران محمد [ویرایش]

در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های صاف و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان رسول خدا را اصطلاحاً تألیف گویند.[۱۲] سیوطی نویسنده کتاب "الاتقان فی علوم القرآن" می گوید : اجماع و روایات مترادف براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و تردیدی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده اند.[۱۳]

در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند. و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۱۴]

دوران ابوبکر [ویرایش]

در این زمان جنگ‌های ردّه بین مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن تعدادی از حافظان قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته مطابق آن بود، با حداقل دو شاهد یکی از کتابت و یکی از حفظ می‌پذیرفت.» قرآن توسط زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به صورت مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و طبق وصیت ابوبکر در اختیار عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع]

دوران عثمان [ویرایش]

قرآن، میراث محمد در قرن نهم

در زمان عثمان با توجه به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود به سرعت متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به علت فوت یا کشته‌شدن تعدادی از حافظان و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، خلیفه عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های مختلف دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی متشکل از «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» تشکیل داد. این گروه با همکاری دوازده نفر از قریش و انصار کار تهیه نسخه نهایی را انجام دادند. آنها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و حافظان نسخه نهایی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که معروف به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه.ق. انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین ارسال شد.[۱۵] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه نزاع و اختلاف از بین برود. نسخه‌هایی که نابود شدند شامل قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است.- ابی پسر کعب بودند و قرآن امام علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن مستقیما حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت صحت متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان معتقدند این نسخه‌ها عموماً از نظر لغوی، املایی و تعداد سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند. اما به هر حال عموم مسلمانان حتی خاندان علی و سایر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در طول تاریخ تاکید کرده‌اند. [۱۶]

نظر مشهور جمع آوری در مورد جمع آوری قرآن همین است که ذکر شده اما محققین متاخر نظر بر جمع آوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به جمع آوری قرآن بعد از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا توحید مصاحف) می‌دانند.[۱۷]

اصلاحات بعدی [ویرایش]

نسخه عثمان به خط عربی اولیه نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «والی» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمینهای عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود. اما با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل مشکلات ناشی از آن و مقابله با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر اساس شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در طی قرن اول به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و «نصر بن عاصم» حروف مشابه نظیر ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید فارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و علائم همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در طی سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی معیار (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند قرن از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، تحول یافت.[۱۸]

 

 

 

 

قرائت قرآن [ویرایش]

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.

قاریان هفت‌گانه(قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه [ویرایش]

ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۱۹]

با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.

نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۲۰]

این کار در سال ۳۲۲ ه.ق. توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. دکتر شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آنها شده است).

عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت

متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]

این قرائتهای رسمی از این قرارند:

  • نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم‌» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همانجا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمونه، «مولی ام سلمه‌»، همسر رسول خدا (ص‌) قرائت نموده است‌. روایان وی عبارتند از: ورش و قالون‌.
  • ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی‌) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت‌. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ‌... بود. و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. روایان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل‌.
  • ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمروبن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت اساتید و شیوخ قرائت، کسی به پایة او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده است‌).
  • ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمربن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی‌) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده واز معمّرترین قرّأ سبعه به شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت‌. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان‌.
  • حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزةبن‌حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آنها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق (ع‌) خوانده است‌. شیخ طوسی نیز حمزه را از اصحاب امام صادق (ع‌) معرفی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات‌» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه امرار معاش می‌کرد.
  • الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس‌» یا «ری‌» وفات کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه اخذ کرد، به طوری که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار زیادی به کسائی منسوب است‌. راویان وی عبارتند از: حفص دوری و ابوالحارث‌.
  • ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله‌بن‌حبیب سلمی شیعی - که از یاران امیرالمؤمنین علی (ع‌) بود... قرائت کرد. عاصم با یک واسطه راوی قرائت امیرالمؤمنین (ع‌) است‌. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قراآت، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرئت اصیل آورده است‌. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرأ در قرائت به شمار می‌رود». قاطبة دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قراآت دانسته‌اند. روایان وی عبارتند از: حفص و ابوبکر عیاش‌.

صفحه‌ای از قرآن در قرن 13 که اواخر آیه 72و اوایل آیه 73از سوره 33 (احزاب) را نشان می‌دهد

آمارهایی دربارهٔ قرآن [ویرایش]

تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب می‌شوند.)نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.

بسته به روش شمارش و تعریف کلمه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد مختلفی برای تعداد کلمات و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آن‌ها ۷۷۷۰۱ کلمه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است.

قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد اما سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که شامل ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.

بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره‌است که در آن ۲۰ حکم الهی آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف می‌کند.

 

دیدگاه‌ها درباره قرآن [ویرایش]

نوشتار اصلی: نقد قرآن

مسلمانان [ویرایش]

«قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی[شیوا(فصیح)] به عین الفاظ توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره و هم تفصیلا در طول بیست و سه سال نازل شده.»

اعتقاد عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز معدودی از دانشمندان بر صحت متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیانا ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است، که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده می‌کنند.

مستشرقان [ویرایش]

مستشرقان دیدگاه‌های متعددی درباره قرآن داشته‌اند. برخی چون گلدزیهر بوده و برخی نظیر آربری به آن خوشبین بوده‌اند. حتی برخی نظیر ماسینیون و کربن به اسلام و قرآن ارادت داشته‌اند.

ناباوران [ویرایش]

دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن در مورد طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به طور کلی ناسازگار تلقی می کند. بنابر این اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می تواند دریابد. و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران اند.[۲۱] همچنین در سایت قرآن‌شناسی سعی شده است آیات مربوط به طبیعت و انسان با علم روز تطبیق داده شود.[۲۲]

صحت تاریخی [ویرایش]

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.

مفسرین اهل سنت بصورت تاریخی همواره معتقد بودند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بیان کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۲۳][۲۴] البته اهل سنت بصورت سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶-۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا ممکن است باعث بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند و یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (مقایسه کنید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه ممکن است برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). اما علاوه بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم معتقد بودند که تحت نظارت جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود را در قرآن قرار نداده‌است.[۲۵] به عنوان مثال بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور در مورد مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان قدیمی دقیقاً به همین دلیل مجازات سنگسار را رد می‌کردند اما در کل توافقی بین فقیهان در مورد مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین کلمات خدا بشوند وجود نداشت، و به همین دلیل اینگونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده اما حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر قدیمی روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و غیره نقل شده که مضمون آنها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن تدوین شده می‌باشد.[۲۶] بدین سان برخی از علمای اهل سنت بصورت سنتی معتقد بودند که محمد تحت نظارت جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۲۵]

از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف بدلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۲۷] شیعیان بصورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است. [۲۳][۲۴] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آنها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود. [۲۸][۲۹] در مورد اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آنها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۳۰] بارآشر در دانشنامه قرآن می گوید : مفسرین قرن چهارم شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی معتقد بودند که هر آنچه در قرآن جمع آوری شده توسط عثمان آمده صحت دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) اما این قرآن ناقص است (یعنی شامل تمامی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد). .[۲۹] ولی حسن حسن زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف اعتقاد به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته است. [۳۱] در دوران صفویه برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) معتقد بودند که بر پایه برخی احادیث قدیمی شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۲۹] اما واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند مثلاً فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: به تحقیق ما ذکر(قرآن) را نازل کرده و قطعا آن را حفظ خواهیم نمود» استناد کرده[۳۲] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به صحت آنها پیدا نمی شود»[۳۳] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۳۴] و عبدالله جوادی آملی بر علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می دهند(نگاه کنید به کتاب افسانه ی تحریف قرآن نوشته ی رسول جعفریان)

حسين بن محمدتقي نوری طبرسی ملقب به خاتم المحدثین[۳۵] در ديباچه کتاب فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الارباب می نويسد: «اين کتابی است لطيف که در اثبات تحريف قرآن، و فضايح اهل جور و عدوان فراهم آورده ام، و آنرا فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الارباب نام نهادم، و بر سه مقدمه و دو باب قرار دادم». اين کتاب در سال ۱۲۹۸ ه.ق. در ايران چاپ شده است.[۳۶] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث روایت می کند.[۳۷] اما پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، تفسیر یا مجعول دانسته اند. [۳۸]

دیدگاه مورخین غربی

فرانسیس ادوارد پیترز، مورخ و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن اولیه و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. البته برخی از شیعیان معتقد بودند که بخش‌هایی از قرآن که به علی اشاره داشته از قرآن حذف شده اما بگفته پیترز دلایل آورده شده آنقدر ضعیف و عقیدتی است که بجز عده قلیلی، بقیه قانع شده‌اند که آنچه امروز در دستان ما است چیزی است که از زبان محمد خارج شده‌است.[۳۹] بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از طریق اضافه کردن، حذف کردن، و یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، تقریباً با قطعیت جدال در میگرفت، ولی رد و نشانی کمی از جدال مشاهده می‌کنیم. خیلی از افراد مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین آمیز یافتند و او نهایتاً بسیار غیرمحبوب شد، اما عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچوقت نکته اصلی نبوده‌است. البته دیدگاه شیعه وجود داشته که بخش‌هایی از قرآن که به علی و خاندان او اشاره داشته از قرآن حذف شده‌اند. اما این اتهام به همان اندازه به عثمان وارد شده که به دو خلیفه اول، که قرآن اولین بار تحت نظارت آنها فرض شده‌است که جمع شده، نیز وارد شده‌است. بگفته وات و بل، این ادعا بر پایه دلایل اعتقادی بوده و برای مورخین مدرن جذابیتی ندارد. بگفته وات و بل، مطالعات مدرن قرآن هیچ دلیل جدی ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی تقریباً تردیدی از صحت آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان کل قرآن بشکل واضحی حالت یکنواختی دارد که شک نسبت به خلوص آن بسختی ممکن است پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی صحت از آیات خاص مورد شک قرار داده‌اند. مثلاً سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که صحبت از فانی بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال اینکه ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد را رد بسیار غیر محتمل می‌یابند.[۴۰] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد خارج شده به معنی این نیست که بحث‌هایی در مورد آیات خاص در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن شاهد تغییرات سریع ریتم، تکرار کلمات یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، تغییرات ناگهانی در طول آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به اول شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً مشخصه خاص متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند. اما بل و وات پیشنهاد می‌کنند که ممکن است دلیل این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۴۱]

مورخینی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف عقیده عموم مورخین دارند. به عنوان مثال جان وانسبرو معتقد است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از جمله متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۴۲][۴۳] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی نسبت به نحوه تدوین قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ شاهد قوی ای مبنی بر اینکه قرآنی قبل از دهه پایانی قرن هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۴۴] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آنها ممکن است صد سال قبل از محمد هم وجود داشته‌اند.[۴۴] اگر چه بعضاً خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی صحت این نظریات مورد حمله و یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۴۵][۴۶] به عنوان مثال وان اس در رد نظریه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این نظریه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان تلاشی مفصل برای اثبات آن نمیکنند. آنجاهایی که تفسیر جدیدی از حقایق مشهور میدهند، تفسیر آنها قطعی نیست. اما آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس میکنند، روش آنها فاجعه بار است.»[۴۷]

مبارزه‌طلبی [ویرایش]

مسلمانان معتقدند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.» در آیات متعددی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند نظیر آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی مثل آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای انسجام و عدم تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های زیادی در آن می‌یافتند» قابل ذکر است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و بلاغت در زبان عربی بی نظیر است و در کتابهای لغت عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. به عنوان مثال فرهنگ لغت المنجد تالیف لویس معلوف که با وجود این که خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده است اما از آیات قرآن به عنوان استشهاد به کلام عرب فصیح استفاده نموده است. و همچنین بعضی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و بلاغت اعتراف دارند.

 

 

 

 

 

 

 

محتوای آیات اولیه قرآن [ویرایش]

صفحه‌ای از قرآن متعلق به قرن هشتم هجری شمسی در افغانستان که در آن زمان بخشی از ایران به حساب می‌آمد.

بر اساس قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز قیامت انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۴۸] گاهی قرآن، صراحتاً به روز قیامت اشاره نمی‌کند اما مثالهایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و همعصران محمد را از عذاب‌های مشابه برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۴۹] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از شیطان دوری می‌ورزند، به کلام خدا گوش فراداده و از خدا اطاعت می‌کنند، می‌دهد.[۵۰] ماموریت محمد هم‌چنین شامل تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها و یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۴۹]

موضوع آیات اولیه قرآن وظیفه انسان نسبت به خالق خویش، رستاخیز مردگان، داوری نهایی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های جهنم و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در تمامی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از مومنین خواسته شده بود اندک بودند: اعتقاد به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال دنیا (که در زندگی تجاری مکه، امری پراهمیت به شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۵۱] آیات اولیه قرآن با تأکید روی جنبه‌های اخلاقی شروع و سپس به صورت فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت پرستی پرداخت.[۵۱]

نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه دهم فروردین 1390 ساعت 19:24 | لینک ثابت |