يك بيوشيميست و محقق مسلمان آمريكايی ، مصری الاصل به نام دكتر رشاد خليفه در اوايل دهه ۱۹۷۰ شروع به ترجمه قرآن به زبان انگليسی كرد . او مصمم بود كه توضيحی برای پارافهای اسرار آميز قرآنی پيدا كند . در پی چنين هدفی او سوره های پاراف دار قرآنی را به كامپيوتر وارد كرد . هدف او آن بود كه يك رابطه رياضی پيدا كند كه اهميت اين پارافها روشن شود . اما برای اين كار او هيچ ايده ای از اينكه از كجا و چطور بايد كار را آغاز كند نداشت .
پس از چندين سال تحقيق در سال ۱۹۷۳زحمات وی نتیجه داد و ایشان پی به حروف اسرار آمیز قرآن برد. دكتر خليفه اولين كتاب خود را به نام معجزات قرآنی ؛ اهميت حروف اسرار آميز به چاپ رساند . اگر چه كشفيات او نشان دهنده رابطه ای بين پارافها از نظر تعداد تكرار آنها بود ولی مخرج مشتركی برای اين تكرار ها نشان نداد .
در ژانويه سال ۱۹۷۴ او عدد ۱۹ را بعنوان اين مخرج مشترک برای پارافها و در سرتا سر قرآن شناسايی كرد.
تحقيقات عميقتر پرده از يك سيستم ماوراءالطبیعه عجیب و پيچيده رياضی برداشت كه در سر تا سر قرآن و تمام جزئيات آن حكمفرما می باشد . اين سيستم قابل توجه ریاضی بعدها بصورت جزوه هايی منتشر شد که مقدمه چاپ کتابی در اين زمينه شد.
براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى - ترکيب رياضى ماوراء انسانى.
خوانندگان اين مطلب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند
شناخت دشمن و مقابلهاي آن از ديدگاه قرآن
مهمترین وظیفه ما ولایتمداران و دوستداران انقلاب و مریدان رهبری و آقا امام زمان عج شناختن توطئه های دشمنان و مقابله با مکر و حیله و طرفندهای آنان است...
با پيشرفت روزافزون دانش، عمليات رواني به طور فزايندهاي اوج گرفته تا آنجا كه امروزه، از سوي قدرتهاي سلطهگر و سردمداران كفر جهاني و رسانههاي غربي و صهيونيستي ميلياردها دلار براي عمليات رواني و تبليغات رواني ملتها سرمايهگذاري ميشود.
قرآن در آيات و قصص، موارد بسياري از جنبههاي رواني - تبليغي را بيان ميكند و شيوههاي شناخت دشمنان كه مهمترين مرحله در هر طرحريزي عمليات رواني است را يادآوري مينمايد.
"اوست خدايي كه بر بندهاش آياتي روشن فرو ميفرستد تا شما را از تاريكيها به نور هدايت كند. " (حديد 57/9)
امروزه انسان برای شناخت دشمنان خویش بیشتر نیازمند به خدای خویش و فهمیدن آموزه های ...
ادامه مطلب را حتما بزنید
ادامه مطلب
رنگ آبي:
آنجا كه خداوند متعال فرمود:
«فالق الاصباح و جعل الليل سكنا» (انعام:آيه96)؛ خداست شكافنده پرده صبحگاهان، و او شب را براي آسايش خلق قرار داد.
رنگ شناسان معتقدند: رنگ آبي تيره (رنگ شب)،ساختار آرامش و سكوت كامل دارد و تاثير آرام بخشي در سيستم اعصاب بر جاي مي گذارد و فشار خون، نبض و تنفس را مي كاهد و در عين حال بدن تجديد قوا مي يابد (روانشناسي رنگها)، از اين رو بعيد نيست كه يكي از دلايل تأکيد اسلام براي تهجد و شب زنده داري نيز همين باشد. چرا كه انسان در لباس شب از آرامشي بهره مند مي شود كه حتي اثرآن به معاش روز هم كشيده مي شود. در اصل اين رنگ يك رنگ مقدسي است كه در بين مردم محترم شمرده مي شود. گنبدها و مناره هاي آبي به مانند پلي بين زمين وآسمان محسوب مي شوند (رنگ و تربيت:ص62).
رنگ زرد:
در سوره مباركه بقره آيه 69 اشاره به درخواست قوم موسي شده است كه:
«قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها. قال: انه يقول انها بقره صفراء فاقع لونها تسر الناظرين»؛ گفتند از پروردگارت بخواه كه رنگ گاو[كه بايد ذبح شود] را مشخص كند. خداوند فرمود: گاوي كه به رنگ زرد خالص است به طوري كه بينندگان را شادماني و سرور مي بخشد.
در عين حال در روانشناسي رنگها رنگ زرد نشاط آور و چشمگير عنوان شده است و اثر آن به صورت روشني و شادماني و درخشاني ظاهر مي شود(همان). رنگها در بسترهاي مختلف معاني متفاوتي دارند، همچنان كه در جاي ديگري از قرآن كريم شراره هاي آتش به شتران زرد مو تشبيه شده اند، تا اين زردي شدت و حِدّت شراره هاي آتش را به تصويركشد ،و بر روان آدمي اثر گذارد.
«انها ترمي بشرر كالقصر كانه جملت صفر»؛(مرسلات:آيه32و 33) آن زبانه آتش مانند كاخي شراره مي افكند ...
ادامه مطلب را حتما بزنید
ادامه مطلب
به طور مثال قرآن كريم رمز بعثت پيامبران را رفع اختلاف در ...
ادامه مطلب یادتون نره![]()
ادامه مطلب
|
مقدمه
در بخشهاى گذشته با مهمترين مباحث تاريخ و علوم قرآنى آشنا شديم. استادِ قرآن پژوه، بهاءالدين خرمشاهى در بخشى از كتاب قرآن شناخت، 101 نكته قرآنى را، كه نوعاً مرتبط با علوم قرآنى و حاوى اطلاعاتى مفيد و ارزنده در زمينه آشنايى با قرآن است و در ميان آنها لطايف و ظرايفى نيز مشاهده مىشود، مطرح كرده است.
از آنجا كه برخى از اين نكات را در بخشهاى مختلف كتاب حاضر بيان كردهايم و يادآورى دوباره آن به نوعى، مرورى مجدد بر مجموعه كتاب به حساب مىآيد، بخش دهم را به هفتاد نكته گزينش شده از 101 نكته كتاب مذكور اختصاص مىدهيم.
شايان ذكر است كه گرچه در چينش و ترتيب نكتهها تغييراتى صورت گرفته است؛ اما مطالب آنها عيناً و با امانت كامل نقل شده و در صورتى كه نياز به توضيح يا تكميلى بوده است در حاشيه به آن اشاره شده است.
هفتاد نكته قرآنى
1. علومى كه براى فهميدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عميقتر و دقيقتر قرآن كريم بهوجود آمده است، و در طى تاريخ اسلام و اسلامشناسى بر تعداد آنها هم افزوده شده است، <علوم قرآنى» نام دارد. همچنين بعضى فنون نيز مانند تجويد و ترتيل و ترجمه جزو آنهاست. تعداد و عناوين اين علوم و فنون قرآنى از اين قرار است:
1) تاريخ قرآن 2) علم رسم [يعنى رسمالخط] عثمانى 3) شناخت مكى و مدنى 4) علم شأن نزول/اسباب نزول 5) علم شناخت ناسخ و منسوخ 6) علم محكم و متشابه 7) تحدّى، اعجاز و تحريفناپذيرى قرآن 8) تفسير و تأويل 9) قراءت، تجويد و ترتيل 10) فقه قرآن يا احكام قرآن 11) اعراب قرآن يا نحو و دستور زبان قرآن 12) قصص قرآن 13) علم غريبالقرآن يا واژگانشناسى قرآن 14) علم يا فن ترجمه قرآن.(1)
2. قرآن كريم آخرين وحىنامه الهى در اديان توحيدى و ابراهيمى، و كتاب مقدس اسلام است كه به عين الفاظ، وحيانى است و بدون هيچ كموكاستى، با دقيقترين جمع و تدوينى كه درتاريخ كتب آسمانى سابقه دارد، با استفاده از نسخهاى كه در زمان حيات پيامبر(ص) نوشته شده بوده؛ ولى حالت كتابى و مصحف نداشته، در عصر عثمان به هيئت كتاب (مصحف) درمىآيد و اين واقعه عظيم دورانساز در فاصله بين يازده هجرى وفات پيامبر(ص) و سى هجرى، كه هنوز پنج سال از خلافت عثمان باقى بوده است، انجام مىگيرد.
3. مصاحف امام، همان مصاحف عثمانى است و تعداد آنها پنج يا شش نسخه بوده است كه به مراكز بزرگ جهان اسلام همراه با يك حافظ قرآنشناس فرستاده شده است(نسخهاى به مكه، نسخهاى به مدينه،(2) نسخهاى به بصره، نسخهاى به كوفه، نسخهاى به بحرين، نسخهاى به شام).
4. مصاحف امام يا عثمانى قرنها باقى بوده است. چنانكه سه جهانگرد نامدار جهان اسلام، يعنى ابن جبير (م 614 ق.) و ياقوت (م 626 ق.) و ابنبطوطه (م 779 ق.) هرسه در عصر خويش از مصحف عثمانى محفوظ در جامع كبير دمشق - كه مورد احترام فوقالعاده مردم و مرجع زيارت آنان بوده است - ديدن كردهاند. اما بدبختانه اين نسخه در آتشسوزى سال 1310 ق. از ميان رفته است. گفته مىشود يكى از مصاحف امام (عثمانى) هماكنون در دارالكتب المصريه در قاهره محفوظ است و در ابعاد بزرگتر از رحلى (فى المثل به اندازه روزنامه اطلاعات، يا كيهان) و اخيراً هم بهدست خبرگان فن مرمّت و اصلاح شده است.
5. قريب دوثلث قرآن در مكه، و كمى بيش از يك ثلث آن در مدينه نازل شده است (تاريخ قرآن راميار، ص 263). تعداد آيات مكى 4468آيه است و تعداد آيات مدنى 1768 آيه (فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم، ج 1، ص 39).
6. قصص انبيا بيشتر در سورههاى مكى بيان شده است و فقه يا احكام قرآن بيشتر در سورههاى مدنى.
7. قصص انبيا به نحوى بخشبخش در سراسر قرآن كريم آمده است، داستان هيچ پيامبرى بهطور سراسرى و يكپارچه در قرآن نيامده است، مگر داستان يوسف و برادرانش كه بهتمامى و يكپارچه در سوره يوسف، سوره دوازدهم قرآن آمده است.
8. قرآن كريم دو نزول دارد: يكى دفعى و يكباره، يكى تدريجى و 23 ساله. بار اول قرآن بتمامه در <ليلة القدر» بهصورت <جملةً واحدة» (يكبارگى) از لوح محفوظ به بيتالعزّة يا بيتالمعمور (در آسمان چهارم) نازل شده، و سپس نجوماً يا مُنَجِّماً يعنى بخشبخش و به تفاريق در طول مدت 23 سال به تفصيل نزول يافته است (بحارالانوار، ج18، ص 253 و 254). نظر ملامحسن فيض كاشانى درباره دو نزول قرآنكريم چنين است: <نزول [اول نزول]معناى قرآن به قلب پيامبر(ص) است... سپس در طول بيست [و سه]سال هر بار كه جبرئيل بر او ظاهر شده و وحى آورده و الفاظ آن را بر حضرت مىخوانده است،بخشبخش از باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مىيافته است» (مقدمه نهم از تفسير صافى).
9. كاتبان وحى را تا چهل نفر ازصحابه با سواد هم شمردهاند كه ده تن از آنان عبارتند از: 4-1. خلفاى چهارگانه 5. ابىّبن كعب 6. زيد بن ثابت 7. طلحه 8. زبير 9. سعدبن ابىوقاص 10. سالم مولى ابىحذيفه.
10. ده تن از حافظان اوليه قرآن كريم از ميان صحابه پيامبر(ص) عبارتند از: 1. علىبن ابىطالب(ع) 2. عثمان 3. ابن مسعود 4. ابىّبن كعب 5. زيد بن ثابت 6.ابوالدرداء 7. سالم مولى ابى حذيفه 8. معاذ بن جبل 9. ابو زيد 10. تميم الدارى.
11. زيد بن ثابت كه در عهد عثمان سرپرست هيئت تدوين و جمع و كتابت نهايى قرآن و تشكيل مصحف امام (مصاحف عثمانى) شد، هم كاتب وحى بود، هم حافظ قرآن، و هم در عهد ابوبكر و بهفرمان او بر مبناى وحى مكتوب ولى پراكنده بازمانده از حضرت رسول(ص)، مصحفى كامل فراهم كرده بود كه نزد عمر و سپس دختر او حفصه امانت بود، و در عهد عثمان آنرا مبناى كار قرار دادند.
12. قرآن كريم داراى سى جزء است [= سى پاره]، كه هر جزء با جزء ديگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد كه حضرت رسول(ص)(3) يا جانشينان ايشان اين تقسيم را، براى آنكه قراءت روزانه قرآن آسان باشد، انجام دادهاند. در مصحف رسمى امروز جهان اسلام، يعنى در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه، هر جزء درست در بيست صفحه پانزده سطرى كتابت شده است.
13. هر جزء از اجزاى سىگانه قرآن، چهار يا دو حزب و كل قرآن 120 يا شصت حزب است. شايد اين تقسيمبندى نيز براى تسهيل قراءت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد.(4)
14. هر پنج آيه را خمس [= خ] و هر ده آيه را عُشر [= ع] تقسيم كردهاند و اين عمل را <تخميس» و <تعشير» مىنامند. و بهاين تقسيمبندىها در حاشيه قرآنها اشاره شده است.
15. تقسيم درونى و تفصيلى ديگر قرآن، به ركوعات است. ركوعات برخلاف ساير تقسيمبندىهاى قرآن طول و اندازه مساوى و معين ندارد، بلكه قرآنشناسان خبره هر بخش متشكل از چند آيه را كه، هم موضوع و هم معنا و قابل قراءت در نماز بعد از سوره حمد بوده است، و نمازگزار پس از خواندن آن بهركوع مىرود، ركوع/ركوعات ناميدهاند. عدد ركوعات قرآن طبق مشهور 540 فقره است.
16. تعداد آيات قرآن بر طبق اصح روايات 6236 فقره است.
17. تعداد كلمات قرآن 77807 فقره است.
18. كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن كريم 2699 بار بهكار رفته است.
19. سبع طُوَل يا طِوال، عبارت است از: هفت سوره از بقره تا توبه،(5) منهاى سوره انفال.
20. مفصّلات عبارت از 66 سوره كوچك قرآن است، بعد از سوره حجرات؛ يعنى از سوره <ق» آغاز مىشود(6) تا پايان قرآن، بهاضافه سوره حمد كه در اول قرآن قراردارد. (شناخت سورههاى قرآن، ص 47)
21. حامدات پنج سوره است كه با الحمدللَّه آغاز مىشود كه از اين قرارند: 1.سوره فاتحه. 2. سوره انعام. 3. كهف. 4. سبأ. 5. فاطر.
22. مسبّحات عبارتنداز : اِسراء، حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى.
23. زهراوان يا زهراوين به دو سوره قرآن اطلاق مىگردد: بقره و آلعمران.
24. معوّذتين(كه به فتح واو تلفظ مىشود و به كسر آن درست است) نام دو سوره آخر قرآن، يعنى فلق (قل اعوذ بربّ الفلق) و ناس (قل اعوذ بربّ الناس) است كه چون حضرت رسول(ص) با خواندن آنها نوادگانش حسن و حسين(ع) را تعويذ مىكرد (بهپناه خداوند مىسپرد) بهاين نامها خوانده شدهاند.
25. حروف مقطّعه يا فواتح سور، به حروفى مانند الم [الف، لام، ميم]، طسم [طا،سين ، ميم]، كهيعص [كاف، هاء، ياء، عين، صاد] گفته مىشود كه گسسته از همند و متشكل از 29 حرف يا مجموعه حروف هستند كه در آغاز 28 سوره قرآن - كه همگى مكى هستند جز بقره و آل عمران - آمده است.
26. بعضى از محققان شيعه گفتهاند از حروف مقطّعه، اگر حروف مكرر را رهاكنيم، عبارت <صراط على حقّ نمسكه» (راه على حق است آنرا درپيش مىگيريم) بيرون مىآيد. و بعضى از محققان اهل سنت، شايد در پاسخ آن گفتهاند از جمع آنها عبارت <صحّ طريقك مع السنة» (راه تو با اهل سنت درست است) برمىآيد.
27. كوتاهترين آيه قرآن از ميان حروف مُقطّعه، <طه» (كه بهصورت طاها تلفظ مىشود) در آغاز سوره طه، سوره بيستم است، همچنين <يس» (كه بهصورت ياسين تلفظ مىشود) در آغاز سوره يس، سوره سىوششم قرآن. بايد توجه داشت كه <ق»[=قاف] در آغاز سوره <ق»، و <ن» [= نون] در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نيستند؛(7) يعنى آيه واحدى شمرده نشدهاند. از حروف مقطعه يا فواتح سُوَر (آغازگر سورهها) گذشته كوتاهترين آيه قرآن مجيد <مدهامّتان» است (سوره الرحمن، آيه 64) كه معناى آن <دو برگ يا باغ سبز سيه تاب» است. و بلندترين آيه، آيه تداين [= دَين = مداينه] (مربوط به لزوم كتابت سند براى وام) است (سوره بقره، آيه 282) كه در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه درست يك صفحه پانزدهسطرى را در برگرفته است (ص 48). همچنين بلندترين سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به كتابت عثمان طه 48 صفحه است) و كوتاهترين سوره، سوره كوثر است كه طول آن فقط يك سطر و نيم است.
28. مئون / مئين سورههايى هستند كه بيش از صد آيه دارند و عبارتند از سوره يونس تا سوره شعراء، منهاى سورههاى ابراهيم، رعد، حجر، مريم، نور، فرقان كه كمتر از صد آيه دارند. بهاضافه سوره صافّات، جمعاً يازده سوره و نام آنها از اين قرار است: يونس، هود، يوسف، نحل، اِسراء، كهف، طه، انبياء، مؤمنون، شعراء، صافّات. (شناخت سورههاى قرآن، ص 46)
29. مثانى در اصطلاح علوم قرآنى، عبارت است از: تمام سورههايى كه بعد از سوره شعراء تا سوره حجرات قرار دارند و تعداد آيات آنها از صد كمتر است. اين سورهها از سوره 27 (نمل) آغاز و تا سوره49 (حجرات) ادامه پيدا مىكند، بهاستثناى سوره صافّات كه 182 آيه دارد، و بهاضافه هشت سوره ديگر كه تعداد آيات آنها از صد كمتر است؛ يعنى انفال، رعد، ابراهيم، حجر، مريم، حج، نور، فرقان. (شناخت سورههاى قرآن، ص47-46)
30. دو آيه در قرآن هست كه تمامى حروف الفبا در آنها بهكار رفته است، اين دو آيه عبارتند از آيه 154 سوره آلعمران كه آغاز آن چنين است: <ثمّ أنزل عليكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً يغشى طائفة منكم...» و ديگر آيه 29 (=آيه آخر) سوره فتح كه آغاز آن چنين است: <محمّد رسولاللَّه و الذين معه أشدّاء على الكفار رحماءُ بينهم...».
31. دو آيه در قرآن كريم هست كه صنعت قلب مستوى يا عكس كامل دارد. يعنى از هر دو سو يكسان خوانده مىشود: 1) <كلٌّ فى فلك» (يس، 40) 2) و <ربّك فكّبر» (مدثر، 3).
32. وسط قرآن مجيد، يعنى آنجا كه درست بهنصف تقسيم مىگردد در كلمه <وليتلطّف» (سوره كهف، 19) است.
33. چهار عبارت قرآنى هست كه در هر يك از آنها چهار تشديد متوالى وجود دارد:
1. نسيّاً رَّبُّ السّماوات (مريم، 64 و 65)؛
2. فى بحرٍ لُّجّىٍّ يَّغْشاه موج (نور، 40)؛
3. قولاً مّن رَّبٍّ رَّحيم (يس، 58)؛
4. ولقد زّيّنّا السَّماءَ (ملك، 5).
34. مفصلترين ترجيعبند قرآن در سوره الرحمن است كه 31 بار آيه <فباىّ آلاء ربّكما تكذبان» (پس كدامين نعمت پروردگارتان را انكار مىكنيد؟) تكرار شده است. <ربّكما» يعنى پروردگار شما دو تن، انس و جن. رسم است كه هنگام خواندن اين آيه بايد گفت: <لا بشيءٍ من آلائك ربنا نُكذّب» يا <ولا بشيءٍ من نعمك ربّنا نكذّب، فلك الحمد» (پروردگارا، به هيچ چيز از نعمتهاى تو انكار نداريم، پس سپاس تو را).
35. دو ترجيعبند ديگر در قرآن مجيد در سوره قمر است كه آيه <فكيف كان عذابى و نُذُر» (بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود؟) سه بار تكرار مىشود. همچنين آيه <ولقد يسّرنا القرآن للذكر فهل من مُدَّكر» (و بهراستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم، پس آيا پندپذيرى هست؟) چهار بار در همين سوره عيناً تكرار مىشود.
36. يك ترجيعبند ديگر در سوره مرسلات است كه آيه <ويل يومئذٍ للمكذّبين» (در چنين روزى واى بر منكران) ده مرتبه دراين سوره تكرار شده است.
37. آيات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آيه است، كه از آن ميان چهار آيه سجده واجب دارد كه بايد بههنگام خواندن يا شنيدن آنها سجده كرد و سورههايى را كه اين چهار آيه در آن هست <عزايم» نامند و اين چهار سوره عبارتند از: سجده، فصّلت، نجم، علق.
38. وان يكاد: آغاز آيه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آيه بعدى) چنين است: <و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصارهم لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذكر للعالمين» (و بسيار نزديك بود كه كافران چون قرآن را شنيدند، تو را با ديدگانشان آسيب برسانند [چشمزخم بزنند] و گفتند او ديوانه است. و حال آنكه آن جز پندى براى جهانيان نيست) (سوره قلم، آيات 51 و 52). مفسران در شرح اين آيه گفتهاند كه عدهاى از كافران، چشمزنان حرفهاى و قهّار و شورچشم و گزندرسان طايفه بنىاسد را، كه بهچشمزنى و آسيبرساندن با چشم بهانسان و حيوان معروف بودند، آوردند كه حضرت رسول(ص) را چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان داشت و اين آيه در اشاره بهآن نازل شد و حسن بصرى و ديگران گفتهاند كه خواندن و بههمراهداشتن اين آيه در دفع چشم زخم مؤثر است. همين است كه از آيه وَ اِنْ يكاد، حرز و تعويذى بهصورت گردنبند هم ساخته مىشود و بهگردن اطفال مىاندازند. حافظ گويد:
(يعنى در را ببنديد كه نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).
39. در قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است. اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهيم(ع) 3. ادريس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائيل [=يعقوب](ع) 6. اسماعيل(ع) 7. الياس(ع) 8. اليسع(ع) 9. ايوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذوالكفل(ع) 12. زكريا(ع) 13. سليمان(ع) 14. شعيب(ع) 15. صالح(ع) 16.عيسى(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسى(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. يحيى(ع) 24. يوسف(ع) 25. يونس(ع).
40. اعلام قرآن، يعنى شناخت و معرفى صاحبان نامهاى خاص در قرآن كريم كه اين نامهاى خاص 1) گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنين يا شعيب يا ابراهيم. 2)گاهشامل نساء است؛ مانند مريم و زنان بعضى انبيا يا زليخا كه تحت عنوان امرأةالعزيز همسر عزيز مصر از او نام برده شده است. 3)گاه شامل اماكن جغرافيايى است؛ نظير مصر، مدين، مكه و مدينه. 4)گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) يا حنين. 5) گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، يأجوج و مأجوج. 6) گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئيل، ميكائيل، ملكالموت، مالك دوزخ، هاروت و ماروت. 7)گاه شامل آلهه كفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، يعوق. 8) گاه شامل ائمةالكفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون. 9)گاه شامل موجودات غيبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبيل، كوثر. 10)گاه شامل كتب آسمانى است: زبور، تورات، انجيل و قرآن.
41. آيا قرآن غثّ و سمين دارد؟ اين مسأله از قديم معركه آراى قرآنپژوهان و قرآنشناسان مسلمان بوده است. از قدما كسى كه با صراحت تمام به اين سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالى است، كه طبق اعتقاد خود به غث و سمين داشتن قرآنكريم، كتابى به سليقه خود از آيات برتر قرآنى برگزيده است كه جواهرالقرآن نامدارد و جمعاً نزديك 1400 آيه (كمتر از يكچهارم كل آيات قرآن) برگزيده است. در اين زمينه قابل توجه است كه يك قطعه دوبيتى فارسى كه گويندهاش مجهول است از قدما بهدست ما رسيده است. در قدمت اين قطعه دوبيتى همين بس كه ابنعربشاه (احمدبن محمد، 791 - 854 ق.) نويسنده كتاب عجائبالمقدور فى اخبار تيمور (بهعربى) اين دو بيت فارسى را به دو بيت عربى، كه هموزن و همقافيه آن است، ترجمه كرده است كه هردو، هم دو بيت فارسى و هم دو بيت عربى را نقل مىكنيم:
(زندگى شگفتآور تيمور، ترجمه محمدعلى نجاتى، ص 337)
42. قاريان هفتگانه يا قرّاء سبعه، كه در واقع ائمه قراءت و قراءتشناس و مُقرى (داناى علم قراءت و قراءتپژوه) هستند، عبارتند از: 1. عبداللَّهبن عامر دمشقى (م21- 118ق.) 2. عبداللَّهبن كثير مكى (45 - 120ق.) 3. عاصم بن ابىالنجود (128-76ق.) 4. زَبّانبن علاء = ابوعمرو بصرى (68 - 154ق.) 5. حمزةبن حبيب كوفى (80 - 156ق.) 6. نافعبن عبداللَّه مدنى (70 - 169ق.) 7. علىبن حمزه كسائى (189-119ق.).
43. متشابهات طبق تصريح قرآن كريم (آل عمران، 7) در قرآن كريم وجود دارد، يعنى آيهها و عباراتى از قرآن كه آنها را نمىتوان و نمىبايد بهمعناى ظاهرى گرفت. مانند اينكه <عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محكمات است كه بخش اعظم قرآن را تشكيل مىدهد و معناى آنها از ظاهرشان برمىآيد؛ مانند <الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» (بقره، 233) (مادران بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند). متشابهات در قرآن كريم در حدود دويست آيه در ميان 6236 آيه است. تأويل متشابهات جايز و بلكه لازم است و آن وظيفه و در حد توان راسخان درعلم وايمان است. و برعكس، تأويل محكمات غيرلازم و ممنوع است.
44. آيا تأويل قرآن را فقط خداوند مىداند؟ اين بحث معركه آراى مفسران و قرآنپژوهان اهل سنت و شيعه است و مرجع قرآنى آن آيه هفتم از سوره آلعمران است كه پس از بيان اينكه قرآن هم محكمات دارد كه اساس كتاب را تشكيل مىدهد و هم متشابهات، و بيان اين كه كژدلان در پى تأويل بر وفق هوى و هوسهاى خود هستند مىفرمايد كه: <و ما يعلم تأويله الّا اللَّه والراسخون فى العلم» كه اين عبارت قرآنى هم از نظر نحوى و هم بلاغى قابليت دو قراءت دارد: الف) قراءت وقف پس از اللَّه، كه قراءت اكثر اهل سنت است مگر معدودى از بزرگان آنان، مانند زمخشرى، قاضى عبدالجبار همدانى، ابوالسعود عمادى، آلوسى، قاضى بيضاوى و حتى نحويان بزرگى چون نحّاس، عكبرى و محمود صافى، ب) قراءت عطف، يعنى عطف الراسخون فى العلم بهاللَّه كه قراءت اكثريت قريب به اتفاق شيعه اماميه است و عدهاى از بزرگان اهل سنت كه نام بعضى از آنان را هماكنون ياد كرديم. آرى چون در اين آيه الراسخون فى العلم در مقام مدحند، و ندانستن تأويل قرآن مدح نيست، و چون اگر كسى جز خداوند داناى تأويل متشابهات قرآن نباشد، العياذ باللَّه قرآن شبيه بهمعما و در نهايت ناقض غرض صاحب قرآن خواهد شد، و نمىتوان گفت كه حتى حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) تأويل قرآن را نمىدانند، لذا در پاسخ به اين سؤال كه در صدر اين فقره آورديم مىگوييم كه آرى راسخان در علم كه در درجه اول عبارت از حضرات معصومين(ع) هستند (كه فرمودهاند: نحن الراسخون فى العلم، فنحن نعلم تأويله/ ما راسخان در علميم، لذا تأويل قرآن را مىدانيم) و سپس ائمه علم وادب و قرآنشناسان و قرآنپژوهان دانشور، داناى تأويل متشابهات و تواناى تأويل متشابهاتند.
45. قرآن كريم به انواع شكلها و شيوهها كتابت و چاپ شده است. از مهمترين خوشنويسان قرآن در عصر قديم، ابنمقله (واضع خط ثلث) و ابن بَوّاب و ياقوت مستعصمى، و در اعصار جديدتر از همه مشهورتر احمد نيريزى است كه يكى از مصاحف كتابت او درعصر جديد تحت عنوان<قرآن مستضعفين» (پس از زدودن نام قبلى آن كه به پهلوى دوم مربوط بوده است) بهطبع رسيده است. در جهان اسلام يكى از بهترين خوشنويسان معاصر، حامدالآمدى خطاط هنرمند ترك است، و ديگر عثمانطه خطاط هنرمند سورى و همچنين قرآن به ابعاد مختلف كتابت و چاپ شده از جمله كل قرآن در يك صفحه (حتى كوچكتر از يك صفحه روزنامه اطلاعات) بهطبع رسيده است كه طبعاً بسيار ريز است و فقط با ذرهبين قابل خواندن است. همچنين با كاغذ بسيار نازك در ابعاد يك در دوسانتىمترى هم چاپ شده است. و يكى از كتابتهاى آن در قطع بزرگ كتابت بايسنقُر ميرزا (802 - 838ق.) شاهزاده هنرمند تيمورى، به خطى است كه غير خبرگان آن را ثلث مىخوانند اما در واقع خط محقّق است، و در ابعادى تقريباً يك متر در نيم متر كتابت شده بوده و شايد هنرىترين خوشنويسى قرآن بوده است و گويا مدتها در دروازهقرآن شيراز محفوظ بوده است، سپس بهجاى روزگار، مردم نامسؤول و بىفرهنگ روزگار، آن را صفحه-صفحه كردهاند و طوفان حادثه، يعنى همين تاراجگرى و طمّاعى، هر برگ آن را به ديارى افكنده است و امروز اغلب برگهاى آن در موزههاى معروف جهان محفوظ است.
46. نخستين چاپ قرآن بهوسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سالهاى 1503 تا 1523م. انجام گرفته است. طبعهاى مهم ديگر قرآن كريم عبارتند از: طبع ابراهام هينكلمان در 1694م. (هامبورگ)؛ طبع فلوگل (1834م.، لايپزيك)؛ طبع سنپترزبورگ كه اولين طبع براى مسلمانان است در 1787م.؛ طبع تبريز در 1242ق. يا 1244ق. نخستين تصحيح و طبع علمى قرآن كريم در جهان اسلام مصحف قاهره است، در سال 1343ق. / 1923م.، تحت اشراف استادان الازهر، و با حمايت ملكفؤاد اول. اين مصحف بر معتبرترين كتب رسمالخط خاص قرآن و قراءات خاص قرآن استوار است و با روايت معيارين حفص از عاصم تدوين شده است. مصحف مدينه كه امروزه مصحف عالمگير و رسمى جهان اسلام شمرده مىشود، برهمان تصحيح و طبع مصحف قاهره استوار است و به خط عثمان طه خطاط هنرمند سورى است.
47. ترجمه فارسى، يعنى قديمترين ترجمه قرآن در عهد رسولاللَّه(ص) انجام گرفته است؛ زيرا در نامههاى ايشان به پادشاهان آن روزگاران، مانند نجاشى و مقوقس و خسروپرويز، آيات قرآنى هم بود، و طبعاً ترجمه نامهها و آيات به اطلاع آنان مىرسيد، و حضرت(ص) اين معنا را مىدانستند و انكارى نمىفرمودند. ديگر اينكه عدهاى از ايرانيان از سلمان خواسته بودند كه سوره حمد (و بعضى آيات قرآنى) را براى آنان به فارسى ترجمه كند و او چنين كارى انجام داده بود از جمله بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم را به <بهنام يزدان بخشاينده» ترجمه كرده بود، و حضرت رسول(ص) از اين مسأله باخبر بودند و انكارى نفرموده بودند. در قرون بعد نيز ايرانيان نخستين قومى از مسلمانان بودند كه قرآن را بهزبان مادرى و رسمى خود ترجمه كردند. تا قبل از كشف و تصحيح قرآن قدس بههمت آقاى دكتر على رواقى، ترجمه تفسير طبرى كه ترجمه آيات قرآنى را نيز همراه دارد و در سال 345ق. صورت گرفته بود، كهنترين ترجمه فارسى قرآن شمرده مىشد. ولى ترجمه قرآن قدس از آن هم كهنتر و متعلق به سالهاى بين 250 تا 350 هجرى قمرى است.
48. ترجمه تركى قرآن، نسخهاى از ترجمه تركى قرآن با تاريخ 734ق. در موزههاى هنرى تركى - اسلامى استانبول نگهدارى مىشود، كه قديمترين ترجمه موجود تركى قرآن است.
49. ترجمه اردو، نخستين ترجمه قرآن كريم به زبان اردو، ترجمه مولاناشاه رفيعالدين دهلوى است (1190 ق.)؛ اما از آن پس اردوزبانان در ترجمه و تفسير قرآن كريم در فاصله چهار قرن، سنگ تمام گذاشتهاند و كتابشناسى ترجمهها و تفسيرهاى قرآن كريم به زبان اردو كه منتشر شده است، بيش از يكهزار اثر را دربر دارد.
50. ترجمه لاتين، نخستين ترجمه لاتينى قرآن را رابرت كتونى (روبرتوس كتننسس) در سال 1143م. انجام داد كه قرنها بعد با اجازه مارتين لوتر اجازه چاپ پيداكرد.
51. ترجمه انگليسى قرآن، قرآن كريم به انگليسى بيش از هر زبان اروپايى ديگر ترجمه شده است و امروزه بيش از چهل ترجمه كامل و يكصدوبيست ترجمه برگزيده از قرآن كريم به انگليسى وجود دارد. نخستين ترجمه كامل انگليسى به قلم الكساندر راس است كه از روى ترجمه فرانسوى در سال 1648م. به عمل آمده است. از غير مسلمانان ترجمه آرتور آربرى ترجمهاى ممتاز است. و از مسلمانان ترجمههاى پيكتال و عبداللَّه يوسفعلى.
52. ترجمه فرانسوى قرآن. بهترين ترجمههاى فرانسوى قرآن ترجمه كازيميرسكى، و ترجمه بلاشر است.
53. ترجمه آلمانى قرآن. بهترين ترجمههاى آلمانى قرآن ترجمه اولمان، ترجمه هنينگ، و اخيراً ترجمه همراه با توضيحات و واژهنما (كونكوردانس) اثر رودى پارِت است.
54. ترجمه روسى قرآن. بهترين ترجمههاى روسى قرآن يكى ترجمه كراچفسكى است، و ديگرى كه در سال جارى (1374ش.) انتشار يافته است ترجمه پرفسور عثمانوف.
55. اولين مفسر قرآن حضرت رسول(ص) هستند و نمونهاى از تفسيرهاى ايشان، با ترتيب سوره بهسوره در كتاب اتقان سيوطى نقل شده است. نيز بسيارى از احاديث از ايشان نقل شده است كه روشنگر آيات قرآنى است و احاديث تفسيرى نام دارد.
56. پس از رسولاللَّه(ص) بزرگترين قرآنشناس و مفسر جامعه اسلامى درصدر اسلام، حضرت علىبن ابىطالب(ع) است كه سوگند ياد فرموده است كه اگر بخواهم تفسير سوره حمد را درحدى كه هفتاد بار شتر باشد، بيان مىدارم. همچنين ايشان از حافظان قرآن و كاتبان وحى بوده است و مصحف خود را در فاصلهاى كمتر از يك هفته پس از وفات رسولاللَّه(ص) جمع كرد. ولى چون داراى توضيحات و اضافات تفسيرى بود و فىالمثل نام منافقان را كه در قرآن با اشاره و بدون نام آمده است، بالصراحه معلوم مىكرد و نظاير اين، آن جمع و تدوين را كه برحسب نزول بود از ايشان نپذيرفتند. حضرت ابتدا آزرده شدند؛ ولى سپس با ديدن روشمندى و اتقان شيوه كار گروه زيدبن ثابت در عهد عثمان و كمال دقت و مراقبتى كه در تدوين مصحف امام (مصاحف عثمانى) به كار رفته بود آنرا پذيرفتند و مصحف خود را ظاهر نساختند و فرمودند: اگر همان مسؤوليتى كه بهعثمان داده شد به من داده مىشد من نيز در جمع و تدوين قرآن همان كار را مىكردم.
57. پس از حضرت رسول و حضرت على(ع) بزرگترين قرآنشناس جامعه صدر اسلامى ابن عباس (عبداللَّهبن عباس) صحابى گرانقدر و شاگرد حضرت على(ع) بوده است كه اقوال تفسيرى او كه در دل تفسير طبرى آمده بوده است، بهصورت مستقل جمع شده و به كوشش فيروزآبادى صاحب قاموس تحت عنوان تنوير المقباس فى تفسير ابنعباس مدون گرديده و در عصر جديد انتشار يافته است.
58. پس از ابنعباس شاگرد بزرگش مجاهد، مفسرىبزرگ است و گويند سىبار قرآنكريم را بهدرس و تفسير نزد ابنعباس دوره كرده بود و به روايتى شاگرد حضرت على(ع) هم بوده است. در سالهاى اخير تفسير او در دو مجلد بهطبع رسيده است.
59. مهمترين تفسير قديم جهان اسلام تفسير طبرى مورخ و محدث بزرگ ايرانىاست (متوفى 310ق.) كه به جامعالبيان معروف است و در سى مجلد بهطبع رسيده است. اين تفسير قديمترين و مهمترين تفسير نقلى يا مأثور جهان اسلام هم شمرده مىشود.
60. قديمترين تفسيرهاى شيعه يكى تفسير على بن ابراهيم قمى است كه در دو مجلد به طبع رسيده است؛ و ديگر تفسير فرات كوفى كه آن نيز طبع منقحى دارد. قمى و كوفى از رجال اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجرىاند.
61. قديمترين تفسير فارسى شيعه اماميه، تفسير ابوالفتوح رازى (متوفاى نيمهاول قرن ششم هجرى) است كه رَوضالجِنان و رَوحالجَنان نام دارد. اين تفسير دربيست جلد است و پيشترها به كوشش علامهقزوينى،مرحوم قمشهاى، مرحومشعرانى واخيراً به كوشش دكتر محمدجعفر ياحقى ودكتر مهدى ناصح بهطبع رسيده است.
62. قديمترين تفسيرعرفانى فارسى تفسيركشفالاسرار و عُدّةالابرار اثر رشيدالدين ابوالفضل ميبدى (م520 ق.) است كه مبتنى بر امالى تفسيرى خواجه عبداللَّه انصارى است.
63. مهم ترين تفسير بروفق مشرب يا مذهب اعتزال تفسير كشاف زمخشرى (م538ق.) است.
64. مهم ترين تفسير كلامى جهان اسلام، بروفق مذهب اشعرى،تفسير كبير امام فخر رازى (م606ق.) است در بيش از سى مجلد.
65. جامعترين تفسير قديمى شيعه اماميه مجمع البيان در ده مجلد اثر ابوعلى امينالاسلام فضل بن حسن طَبْرِسى (م548ق.) به عربى است كه به فارسى هم ترجمه شده است.
66. مهمترين تفسيرشيعه در قرن چهاردهم هجرى تفسير الميزان، اثر شادروان علامه طباطبائى(م1361ش.) است در بيست جلد بهعربى كه بهفارسى هم ترجمهشده است.
67. جديدترين ومهمترين تفسير جهان اسلام (اهل سنت)،التفسير المنير نوشته استاد وهبة زُحيلى است، به عربى (32جلد در شانزده مجلد، طبع 1411ق./ 1991م.). دكتر زُحيلى فقهشناس و استاد فقه دراغلب دانشگاههاى سوريه وجهان اسلام است.گفتنى است كه اين كتاب در چند سال پيش برنده جايزه كتاب سال جهانى جمهورى اسلامى ايران شد.
68. <اعجاز عددى قرآن كريم» يكى از رشتههاى قرآنپژوهى جديد است كه مقصود آن نشاندادن نظم اعجازگونه رياضى قرآن كريم است. نخستين كسى كه اين مسأله را پيش كشيد و حيرت و اعجاب جهانيان را برانگيخت،دكتر رشاد خليفه مصرىالاصل و استاد كامپيوتر در دانشگاههاى امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسماللَّهالرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه <اسم» نوزدهبار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (اللَّه) 2698 بار كه مضربى از نوزده است؛ يعنى 19 142؛ و <الرحمن» 57بار (3 19)، و <الرحيم» 114بار (19 6) در قرآن بهكار رفته است. اما نظريه او از دو جهت غوغا بهبار آورد: يكى آنكه عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (عليها تسعة عشر). اين اشكالى بهبار نمىآورد، ولى عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است؛ يعنى <حروف حى» يا اصحاب نزديك باب است، لذا مسلمانان از اين نظريه برآشفتند و آشوبهاى بعد در نهايت بهترور يا قتل رشاد خليفه انجاميد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى <حساب سازى» در آن مشاهده شد. ازجمله يكى از بزرگترين قرآنپژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيقترين فرهنگها و فهرستهاى آمارى قرآن است (بهنام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم/ المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام داده و از نظريه دكتر رشاد خليفه هم باخبر بوده است و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه را 2699 نشان مىدهد كه با آمار رشاد خليفه يك عدد اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقى دو عدد اختلاف دارد.
69. امّا راهى را كه رشاد خليفه باز كرده بود ديگران از جمله عبدالرزاق نوفل از قرآنپژوهان اهل سنت، و ابوزهراء النجدى از قرآنپژوهان شيعه ادامه دادند و به تناسبهاى رياضى قابل توجهى رسيدند. كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآنكريم نام دارد و به قلم قرآنپژوه و قرآنشناس دانشور معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفتآور عبدالرزاق نوفل نقل مىشود:
- واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار بهكار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.
- شياطين 68 مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.
- حيات 71 بار، موت هم همين تعداد.
- علم و معرفت ومشتقات آنها 811 بار، ايمان و مشتقات آنهم همين تعداد.
- ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم بههمين تعداد.
- كلمه يوم بهمعناى روز(بهصورت مفرد) 365بار بهتعداد روزهاىسال (شمسى) در قرآن بهكار رفته است. و بهصورت تثنيه و جمع سى بار، بهتعداد روزهاى ماه.
- كلمه شهر بهمعناى ماه، 12 مرتبه در قرآن ديده مىشود بهتعداد ماههاى سال.
70. اما كتاب دكتر ابوزهراء النجدى قرآنپژوه شيعه من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم نام دارد و چنانكه از نامش برمىآيد بهعربى است و هنوز بهفارسى ترجمه نشده است و از نظر شگفتىهاى رياضى بهپاى كار رشاد خليفه و عبدالرزاق نوفل نمىرسد. ذيلاً چند تناسب و ظرافت عددى قرآنى را كه او پيدا كرده و در كتاب پيش گفته آورده است، نقل مىكنيم:
- ساعت/ الساعة در قرآن كريم 24 بار بهكار رفته است به تعداد ساعات شبانهروز.
- سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار بهكار رفته است.
- <سجد» و مشتقات آن 34مرتبه بهكار رفته است كه برابر مجموع سجدههاى هفده ركعت نماز شبانهروزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً 34 سجده.
- لفظ صلاة و قيام و اقيموا و مشتقات آن 51 بار بهكار رفته است كه برابر با هفدهركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانهروزى است.
- مشتقات وصى/ توصيه بهتعداد اوصياى الهى دوازده بار بهكار رفته است.
- لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن بهكار رفته است.
- مشتقات فرقه، 72 بار بهكار رفته است و اين بهتعداد 72 فرقه اسلامى است.
در پايان اين نكته گفته شود كه اينگونه پژوهشها جنبه تفننى دارد، و ارزش طراز اول علمى ندارد.
سه نكته ديگر قرآنى را ارائه نماييد.
1 . با توجه به نوعى مرزبندى اصطلاحى بهوجود آمده از سوى قرآنشناسان معاصر، اين اصطلاح امروزه براى علم تفسير، تجويد، آيات الاحكام، قصص قرآن و ترجمه قرآن بهكار نمىرود. ر.ك:فصل اول از بخش اول كتاب.
2 . از آنجا كه تدوين مصاحف عثمانى در مدينه، مركز خلافت اسلامى صورت گرفت، ارسال يك نسخه به مدينه مفهومى ندارد، بلكه نسخه اصلى درمدينه نگهدارى مىشده است.
3 . در اين كه اين تقسيم از سوى پيامبر صورت گرفته باشد شاهدى در دست نيست.
4 . احتمال ديگر سهولت در حفظ قرآن است.
5 . سوره توبه را جزو سبع طُوَل نشمردهاند، بلكه در مورد هفتمين سوره، بعضى يونس و برخى كهف را مطرح كردهاند. (ر.ك: الاتقان، ج1، ص199)
6 . نظر غالب در مورد آغاز سورههاى مفصّلات، سوره الرحمن است. (التمهيد، ج1، ص251) بعضى ديگر آغاز مفصّلات را سوره حجرات مىدانند. (مناهل العرفان، ج1، ص352)
7 . و نيز <ص» [= صاد]در آغاز سوره <ص».
خواص دعاها و آیات قرانی در رفع مشکلات زندگی هر کس که از روی اخلاص بسم الله بگوید...
رسول خدا ص فرمودند: در شب معراج وارد بهشت شدم و چهار رودخانه از آب، شیر، عسل و شراب دیدم! پس حضرت رسول صلى علیه و آله وحضرت على علیه السلام و هر که با آنها بودند از آن غذا خوردند تا سیر شدند، و سالم از سر سفره بر خواستند، پس چون عبدالله بن ابى این قضیه را مشاهده کرد، خیال کرد و غذا را مسموم نکرده ، پس با دوستان خود بر سر سفره نشستند و بقیه طعام را خوردند و همگى هلاک شدند.
جبرییل فرمود: به حوض کوثر می رود، اما نمی دانم از کجا می اید، از خداوند سوال کن.
رسول خدا ص فرمودند: دعا کردم، ملکی نزد من آمد و گفت: چشمهایت بر هم بگذار، من هم بستم.
ان ملک گفت: چشمهایت را بگشا، گشودم درختی بزرگ به نظرم آمد که زیر آن درخت دری دیدم که بسته بود.
آن ملک گفت: بگو بسم الله الرحمن الرحیم حضرت فرمودند: گفنم، درب باز شد.
وارد شدم قبه ای (گنبدی) دیدم، اطراف این قبه بسم الله الرحمن الرحیم نوشته و از وسط هیم های نام خدا نهرها جاری است، ناگاه صدایی شنیدم می گوید: هر کس از روی اخلاص بسم الله الرحمن الرحیم را بگوید از این نهرها سیراب می کنم.
ثمرات-ج3-ص451
رسول اکرم ص فرمودند:
چون روز قیامت شود به بنده خدا امر می شود که وارد آتش دوزخ شود، چون نزدیک دوزخ می شود می گوید: ((بسم الله الرحمن الرحیم)) و پا در دوزخ می نهد آنش دوزخ هفتاد هزار سال راه از او دور می شود.
در روایت دیگری آمده چون بنده خدا را پای میزان حساب حاضر می کنند و نامه اعمال او را در حالی که مملو از افعال و کردار زشت است به دست او می دهند در حین گرفتن نامه اعمال بنابر عادتی که درد نیا به گفت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) داشته بر زبان جاری می کند و نامه اعمال را به دست می گیرد چون نامه اعمال را می گشاید آن را سفید می بیند در حالی که هیچ نوشته و عمل بدی در او نمی بیند.
بنده عاصی به فرشتگانی که حاضرند می گوید: در این نامه عمل چیزی نوشته نیست که بخوانم.
فرشتگان گویند: در همین نامه تمام اعمال بد تو نوشته بود اما به برکت و میمنت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) محو شد.
منهج الصادقین، ج1، ص33
چرا لقمان، حکیم شد؟!
حکایت کرده اند که لقمان روزی در راهی می گذشت، پس قطعه کاغذی دید به روی زمین افتاده، چون آن را برداشت و ملاحظه نمود دید: ((بسم الله الرحمن الرحیم)) بر او ثبت شده است، پس آن را شسته و آبش را تناول نمود و به برکت این احترام، خداوند عالم، او را حکمت تلقین فرمود.
و لقد آتینا لقمان الحکمه**سوره لقمان، آیه 12
داستان بسم الله گفتن حضرت رسول (ص ) و دفع سم
در مفتاح النبوة روایت شده چون پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله اسلام را در مدینه آشکار کرد و مردم را علنا به اسلام دعوت نمود، حسد عبدالله بن ابى (رئیس منافقان ) بر پیامبر خدا شدت یافت پس آن حضرت را با اصحابش بر طعام مسمومى دعوت نمود تا او را شهید نماید پس جبرئیل نازل شد و آنچه او اراده کرده بود به حضرت خبر داد. پس وقتى بر سر سفره نشستند، پیامبر اکرم (ص ) به امیر المؤ منین علیه السلام فرمود:(( یا على تعویذ و دعاى مفید را بر این طعام بخوان ، پس آن حضرت این دعا را خواند. بسم الله الشافى ، بسم الکافى ، بسم الله المعافى ، بسم الله الذى لایضر مع اسمه شى ء و لاداء فى الارض و لافى السماء و هو السمیع العلیم .))
واژهشناسی تفسیر [ویرایش]
تفسیر در لغت یعنی نقاب از چهرهٔ چیزی برگرفتن.[۱]
تعریف تفسیر [ویرایش]
محمدحسین طباطبائی: «تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیههای قرآن، روشن کردن و پردهبرداری از اهداف و مفاهیم آیهها.»[۲] از این جملهٔ علّامه طباطبایی در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنین نتیجه گیری شده: «بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمیآید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمینامند.» و نیز آمده:«تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.»[۳][۴]
ظاهر و بطون قرآن [ویرایش]
قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (یعنی منظوری که واضح است) و بسیاری بطون[۵] (یعنی منظورهایی که واضح نیست)[۶]
به گفتهٔ روایات و عالمان حدیث، بطون قرآن شدیداً گسترده و ناشناختهاند.
- در قرآن: «وَ ما یَعلَمُ تأویلَهُ الّی الله و الرّاسخون فی العلم»
- در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه» یعنی شگفتیهای قرآن هرگز تمام نمیشود و نوآوریهای آن به کهنگی نمیگراید
- در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
- ابن عبّاس: القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان
- مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست. که نمیتوان تمام جنبههای آن را آشکار کرد.[۷]
گفته شده قرآن مفاهیمی دارد که از ظاهر آن قابل فهم نیست. بیان این منظورها را تاویل میگویند. تاویل در لغت یعنی «بازگرداندن چیزی به مصداق آن».[۸] مصداق یعنی معادل خارجی یا واقعی مفهومی در ذهن یا لغتی در زبان[۹]. در اینجا بازگرداندن یعنی آشکار کردن رابطهای که وجود دارد، امّا آشکار نیست. در قرآن آمده که کسی تاویل قرآن را نمیداند بجز خدا و رسوخ کنندگان در علم.
هدف تفسیر [ویرایش]
هدف تفسیر تلاش برای پرده برداشتن از بعضی منظورها و رسیدن به بعضی تاویل هاست. یعنی هدف تفسیر یا بالاترین حدّ آن، تاویل است.[نیازمند منبع]
انواع تفاسیر [ویرایش]
جامع یا موضوعی گستردگی بطون قرآن که از آن بحث شد، نیاز به مطالعهٔ گستردهای را در جهت فهم منظور آیات ایجاد کرده. و لذا انواع زیادی از روشهای تفسیر را موجب شدهاست، که در ادامه میآیند. امّا تفاسیر با غیر از روش شان هم دسته بندی میشوند:
عربی یا فارسی؟ در جهان اسلام عربی زبانی بینالمللی ست، و لذا معمول است که دانشمندان اسلامی؛ از فلاسفه ای چون ابن سینا گرفته تا فقهایی چون سید روحالله خمینی؛ از ایرانیان چون ملاصدرا گرفته تا اهل اندلس چون ابن رشد؛ از قدمایی چون فارابی گرفته تا معاصرانی چون محمدحسین طباطبایی؛ برای نشان دادن تسّط خود بر علم و بر زبان عربی، کتابهای خود را به عربی مینوشتند. لذا اکثر کتب جهان اسلام به عربی و تعداد کمتری به فارسی، انگلیسی، چینی، فرانسوی و سایر زبانها اند.
شیعی یا سنّی؟ طبق حدیثی از پیامبر اسلام، جامعهٔ اسلامی پس از ایشان به ۷۲ مذهب تقسیم خواهد شد. اوّلین جدایی در مذاهب بین شیعه و سنّی رخ داد. لذا دانشمندان هر گروه قرآن را مطابق اصول آیین خود تفسیر میکنند.
لحن تفاسیر نیز ممکن است بیشتر ادبی یا بیشتر علمی باشد. مانند:
- کنز الدقائق و بحر الغرائب - محمد بن محمد رضا قمی مشهدی: ادبی
- المیزان فی تفسیر القرآن- سید محمد حسین طباطبایی: علمی
ترتیبی یا موضوعی؟ آیاتی از قرآن که قرار است تفسیر شوند، به دو روش انتخاب میشوند.
- در اکثر تفاسیر کل قرآن یا قسمتی از قرآن به ترتیب آیات، شرح داده میشود. تعداد این گونه تفاسیر به قدری زیاد است که آگاهی از چند و چون شان از توان محقّقان بزرگ هم بیرون است.
- در برخی تفاسیر قدیمی و جدید اگرچه آیات به ترتیب تفسیر شدهاند امّا در تفسیر روی موضوع خاصّی تاکید بیشتری شده. مانند:
- تقریب القرآن إلی الأذهان - سید محمد شیرازی: با تاکید بر موضوعات اعتقادی و تاریخی
- تفسیر نمونه - زیر نظر: مکارم شیرازی (معاصر): با تاکید بر موضوعات اجتماعی معاصر
- در تعداد کمی از تفاسیر هم که اغلب معاصر اند، آیات مربوط به موضوعی معیّن جمع آوری و شرح و تبیین شده و سپس مبحث از آنها استخراج میشود.[۱۰] مانند:
- تفسیر موضوعی - جوادی آملی
- تفسیر پیام قرآن - زیر نظر: مکارم شیرازی
- تفسیر منشور جاوید - آیت اللّه جعفر سبحانی
نقلی یا اجتهادی
- نقل، از منابع متفاوت و به شیوههای متفاوت انجام میشود.
- تفسیر روایی یا تفسیر اثری یا تفسیر به مأثور: رویکردی به تفسیر قرآن است که در آن از روایات امامان معصوم استفاده میشود.
- اجتهاد در تفسیر نیز شیوههای متفاوتی دارد
- تفسیر قرآن به قرآن
- تفسیر جامع
- تفسیر کلامی
نمونههایی از تفسیرهای معروف و موضوعشان از این قرارند:
در میان شیعیان:
نام کتاب![]() |
مؤلف![]() |
موضوع![]() |
| البرهان فی تفسیر القرآن | سید هاشم بحرانی | تفسیر روایی |
| التبیان فی تفسیر القرآن | شیخ طوسی | تفسیر اجتهادی |
| مجمع البیان فی تفسیر القرآن | شیخ طبرسی | تفسیر جامع |
| تفسیر | ابوالفتح رازی | |
| بیان السعادة فی مقامات العبادة | حاج سلطانمحمد گنابادی | تفسیر عرفانی |
| المیزان فی تفسیر القرآن | سید محمد حسین طباطبایی | تفسیر قرآن به قرآن |
| الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن | محمد صادقی تهرانی | تفسیر قرآن به قرآن |
| تفسیر تبیان | شیخ طوسی | جامع |
| تفسیر نمونه به فارسی | ناصر مکارم شیرازی | اجتماعی |
| تفسیر نور به فارسی | محسن قرائتی | اجتماعی |
در میان اهل تسنّن:
نام کتاب![]() |
مؤلف![]() |
موضوع![]() |
| تفسیر طبری | طبری | تفسیر روایی |
| کشّاف | زمخشری | |
| مفاتیح الغیب/تفسیر کبیر | فخر الدین رازی | کلامی و اجتهادی |
| آلوسی | ||
| المنار | ||
| فی ظلال القرآن | سید قطب |
روشهای تفسیر [ویرایش]
روشهای فهم قرآن و پشتوانهٔ تاریخی آنها بسیار متنوّع است؛ که در اینجا به ترتیب آورده شده اند:[۱۱]
- تبیین ظاهر
- املا و اعراب دقیق و تطبیق و تصحیح شده.
- ترجمهٔ عالی و بی نظیر
- توضیح ظاهر
- توضیحات ادبی
- خود قرآن نهی میکند
- توضیح قرآن با قرآن: ضرب المثل یا کلام معروفی بین اهل حوزهاست که «القرآن یُفَسِّرُ بَعضُهُ بَعضا». تفسیر المیزان، مورد بسیار معروفی از استفادهٔ بسیار قوی از این روش است.
- توضیح قرآن با احادیث
- از پیامبر
- از امامان شیعیان
- از صحابه
- از تابعین
- فهم قرآن به مرور زمان: ابن عبّاس میگوید «القرآن یُفَسِّرُهُ الزَّمان». زیرا با گذر زمان نخبگان جدیدی میآیند و مسائل جدیدی حل میکنند.[۱۲]
- توضیح قرآن با علوم عقلی صرف
- الهیات
- علوم ریاضی
- توضیح قرآن با علوم تجربی: در استفاده از این روش، محمدحسین طباطبایی در انتخابی ابتکاری و میانه رو بین اکتفا به ظاهر و استناد به علوم به انتخاب بعضی علوم خاص به طور مختصر که پیشنیاز درک مفاهیم مهمّی اند بسنده کرد.
- نظریات مورد اطّلاع همه
- نظریات کلاسیک
- نظریات نوین
- توضیح قرآن با علوم مخفی نظیر علم اعداد که متاسّفانه در دوران متصوّفه رایج شده بود
- تفسیر موضوعی: جمع بندی در مباحثی با قرآن. مانند قصص قرآن
- استنتاج و استخراج از قرآن
- احکام
- مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی
- تفسیر به رای. مکارم شیرازی میگوید: «خطرناکترین روش در تفسیر قرآن این است که به جای شاگردی در مکتب قرآن، ژست معلّمی... به خود بگیریم.... چرا که این طرز بهره برداری از قرآن تفسیر نیست. تحمیل است.»[۱۳]
پیشینهٔ تفسیر [ویرایش]
مرور پیشینه و تاریخچهٔ پیشرفت فنّ تفسیر به صورت تحلیلی، باعث پی بردن به منشا روشهای ذکر شده در تفسیر قرآن است. پیشینهٔ تفسیر به صدر اسلام برمیگدد. ابتدا پیامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم میدادند. سپس این جریان از دو سو دنبال شد: از سویی توسط حضرت علی و امامان شیعیان؛ و از دگرسو توسّط مفسّرین نسل اوّل و دوّم اسلام، یعنی صحابه و تابعین(قرن ۱و۲ هجری). سپس پنج عامل باعث شد تا روش دانشمندان اسلامی در تفسیر قرآن مختلف شود.
روش پیامبر [ویرایش]
ابتدا پیامبر مطالب مربوط به قرآن را به مردم تعلیم میدادند.
روش علی بن ابیطالب و دوازده امام شیعیان [ویرایش]
روش عموم صحابه و تابعین [ویرایش]
قدیمیترین تفاسیری که نشانی از آنها هنوز موجود است، تفسیر سعید بن جبیر (وفات ۹۴ یا ۹۵ ه.ق. از اصحاب خاص امام سجاد) و سپس مجاهد بن جبر (وفات ۱۰۴ ه.ق. دست پروردهٔ ممتاز یکی از شاگردان برجستهٔ علی بن ابی طالب به نام ابن عباس است).[۱۴] از آن پس تفسیر قرآن در قالب مکتوب رایج شد.[۱۵][۱۶]
طبقه اول از مفسرین اسلام، جمعی از صحابه بودند، مانند ابن عباس، و عبد الله بن عمر، و ابی، و...
مفسرین طبقه دوم تابعین بودند که در دو قرن اول هجرت میزیستند. مانند مجاهد، قتاده، ابن ابی لیلی، شعبی، سدی و...
مبحثهای تفسیر در آن دوران از این موارد خارج نبود:
- چارچوبه جهات ادبی آیات
- شان نزول آنها
- مختصری استدلال به آیات برای توضیح آیاتی دیگر
- اندکی تفسیر به کمک روایات وارده از رسول خدا (ص) در باب داستانهای قرآن و موضوعات مبدا و معاد
- و مانند اینها
تفاوت تفسیرهای تابعین و صحابه:
- تابعین بیشتر از صحابه در تفسیرهای خود از حدیث استفاده کردند.
- در بین آن احادیث مواردی بود که یهودیان جعل و تحریف کرده بودند.[۱۷] هنوز هم در پارهای روایات تفسیری و غیر تفسیری، از آن قبیل روایات دیده میشود. موضوع احادیث جعلی از این قبیل بود:
- قصص و مباحث مربوط به آغاز خلقت
- چگونگی ابتداء خلقت آسمانها و تکوین زمین و دریاها
- بهشت شداد
- خطاهای انبیاء
- تحریف قرآن
- و چیرهای دیگر مشابه اینها
در قرآن آمده: «کما ارسلنا فیکم رسولا منکم، یتلوا علیکم آیاتنا، و یزکیکم و یعلمکم الکتاب و الحکمه». یعنی «همچنانکه در شما رسولی از خود شما فرستادیم، تا بر شما بخواند آیات ما را، و تزکیه تان کند، و کتاب و حکمتتان بیاموزد». محمدحسین طباطبایی در مورد این آیه میگوید: «همان رسولی که کتاب قرآن به او نازل شد، آن کتاب را به شما تعلیم میدهد.» [۱۸]
روش طبقات بعدی مفسّرین [ویرایش]
پنج عامل موجب شد تا مفسّرین بعدی روشهای گوناگون و بسیار متفاوتی را به کار برند:
- فتوحات و آشنایی مسلمانان با ادیان و مذاهب گوناگون دیگر، و ملل و فرق و علمای پیرو آن آیینها؛ که سرآغاز بحثهای عقلی از نوع کلامی در اسلام بود. بحثهای کلامی از فنّ جدل استفاده میکنند. یعنی مقدّماتشان چیزی ست که طرف مقابل قبول دارد.
- در اواخر قرن اول هجرت و در فاصلهٔ جایگزینی حکومت امویان و عباسیان، فلسفه یونان به عربی ترجمه شده، در بین دانشمندان مسلمان منتشر شد. این موضوع باعث رونق دو چندان بحثهای عقلی شد. امّا این بار از نوع فلسفی. فلسفه از فنّ برهان (نه جدل) استفاده میکند. یعنی مقدّماتشان بدیهیات ساده و همگانی عقلی ست.
- از حدود قرن چهارم[نیازمند منبع] روشهای عرفانی بویژه صوفیگری هم به اسلام وارد شده و به تدریج طرفداران بسیاری بدست آورد. در این روش به جای برهان و استدلال فقهی، حقایق و معارف دینی را از طریق مجاهده و ریاضتهای نفسانی در مییابند.
- از همان ابتدا گروهی از مردم سطحی نگر بودند که از تفکّر و تعقّل شخصی (جز گاهی در فهم معنای ادبی و لغوی قرآن) استفاده نمیکردند. بلکه در فهم آیات قرآن به احادیث بسنده میکردند و حتّی تلاشی هم برای فهم احادیث نمیکردند؛ بلکه به معنای ظاهری آنها بسنده میکردند.
- عامل مهم دیگری که در این اختلاف اثر به سزائی داشت، اختلاف شدید [۱۹] مذاهب بود. مثلاً در تمام این موارد تفرقه به وجود آمد[۱۹]:
-
- معنای اسماء خدا، صفات و افعال خدا
- معنای آسمانها و زمین و آنچه در آن دو است
- قضاء و قدر، جبر و تفویض
- مرگ، برزخ، بعث، ثواب و عقاب، بهشت و دوزخ
این عوامل بود که باعث شد، روش دانشمندان مسلمان در تفسیر قرآن، گوناگون شود.
روش گروه «محدثین» [ویرایش]
روش گروه «متکلمین» [ویرایش]
- فرق تفسیر و تطبیق
روش گروه «فلاسفه مشاء و اشراق» [ویرایش]
- منظور از فلاسفه دانشمند به همه علوم ریاضیات و طبیعیات و الهیات و حکمت عملی بود.
روش گروه «متصوفه» [ویرایش]
در روش متصوفه تفسیر بر اساس شهود است. ابن عربی، به عنوان عارفی برجسته، قطعا قرآن را به عنوان یکی از منابع مهم معرفتی می شمارد و در موارد مختلف بدان استناد می جوید. به نحوی که میتوان وی را مفسر قرآن محسوب کرد. از نظر وی، قرآن کلیدی است که خدا برای انسان قرار داده و از او خواسته است که از در وارد شود نه از پنجره که سوء ادب محسوب میشود. مطالب بیشتر: قرآن و روش تفسیر آن از دیدگاه ابن عربی
روش مردم بعد از آن [ویرایش]
- علوم غریبه
- ظاهر و باطن قرآن
- تفسیر و تنزیل و تاءویل
روش «مفسّران قرن حاضر» [ویرایش]
- روشی بر مبنای علوم طبیعی و اجتماعی
روش «منهج یابی» [ویرایش]
- روش محمدحسین طباطبایی
- روش اجتماعی تفسیر نمونه و تفسیر نور
- مقالهٔ منهج تفسیری قرآن کریم
|
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شدهاست (البته بجز سوره فاتحه؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سورههای قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب میشوند.)نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی میگویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر میگویند ۶۲۳۴.
بسته به روش شمارش و تعریف کلمه و نیز نحوهٔ رسمالخط، اعداد مختلفی برای تعداد کلمات و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آنها ۷۷۷۰۱ کلمه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد اما سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانیترین سوره قرآن سوره بقره است که شامل ۲۸۶ آیهاست. کوتاهترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیهاست.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقرهاست که در آن ۲۰ حکم الهی آمدهاست. کوتاهترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف میکند.
|
بخشی از مجموعه مقالههای: |
|
توحید · |
|
نماز · خاص تشیع: خمس · امر به معروف · نهی از منکر · تولی · |
|
قرآن · عقل · |
|
محمد · علی · فاطمه · اهل بیت · خلفای راشدین · امامان شیعه · |
|
تسنن · تشیع · |
|
حدیث · |
|
امویان · |
|
مکه · مدینه · بیتالمقدس · کوفه · نجف · کربلا · سامرا · کاظمین · مشهد · بغداد · دمشق · |
|
درگاه اسلام ن • ب • و |
قرآن چیست؟
قرآن (نام پارسی: نِبی[۱]) کتاب دین اسلام و بر باور مسلمانان «معجزه محمد» و یکی از موارد اشاره شده در حدیث ثقلین است. «قرآن» که از ریشهٔ «قرء» گرفته شدهاست، در واژه به معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سوره علق به این معنی اشاره میشود. در باور مسلمانان، این کتاب در یک دورهٔ ۲۳ ساله از جانب خدا و از طریق جبرئیل بر محمد، که او را آخرین پیامبر میخوانند، فروفرستاده شدهاست. مجموع این فروفرستادهها (وحی) به شکل کتابی گردآوری شده که قرآن نام دارد. قرآن دارای ۳۰ جزء، ۱۱۴ سوره و ۶۲۳۶(عدد کوفی)=۶۲۲۶(عدد شامی)=۶۲۱۴(عدد مدنی)=۶۲۰۴(عدد بصری) آیه است.
مسلمانان قرآن را کتاب مقدس دین خود میدانند و از آن با القابی چون «کریم» و «مجید» یاد میکنند. قرآن، خود را به عنوان «لوح حفاظتشده» («اللَوح المحفوظ»[۲]) میخواند.†
آیه [ویرایش]
نوشتار اصلی: آیه
آیه در واژه به معنی نشانه است و در اصطلاح کوچکترین واحد تقسیم قرآن است. این کلمه در قرآن به همین معنای خاص نیز به کار رفتهاست. یک آیه میتواند چند حرف، چند کلمه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. طبق محاسبهٔ کامپیوتری تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی[۳]، آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نامهای خاصی مشهورند.
بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، 5 آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شدهاست.[نیازمند منبع] عدهای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شدهاند.[۴][۵][۶] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۴] شماری از منتقدین به موارد حشو، فقدان پیشزمینه و استمرار در آیههای قرآن اشاره کردهاند.[۷][۸]
سوره [ویرایش]
نوشتار اصلی: سوره
سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز میشود. اهل سنت «بسم الله» را جزء سوره نمیدانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفتهاست؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی)[۹].
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره ممکن است یک یا چند نام داشته باشد که معمولاً از کلمه ای از آن سوره و یا واقعه ای مربوط به آن گرفته شده اند . برخی معتقدند ترتیب سورهها توسط پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آنها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب طول مرتب شدهاند. سورههای قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم میشوند. سورهها لزوماً وحدت موضوعی ندارند. نام رایج و تعداد آیات هر یک در انتهای این مقاله آمدهاست. برای مشاهده فهرست نام سورهها و تعداد آیات آنها به مقاله سوره رجوع کنید.
دیگر تقسیمبندیها [ویرایش]
قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شدهاست. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شدهاست و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم میشوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم میکنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).
فارسیزبانان یک ربع از قرآن را هفتک و یکهفتم آن را هفتیک مینامیدند.[۱۰] در برخی مکتبهای قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ میکردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی میرسیدند.[۱۱]
سبک [ویرایش]
سورههای مکی از سورههای مدنی مسجعترند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن میپردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب میسازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونهای است که خرد خواننده را مخاطب قرار میدهد. مسالهٔ دیگر تفاوت آشکار سبک قرآن با سایر سخنان روایت شده از پیامبر اسلام و نیز سخنان چون علی بن ابیطالب است.
پیدایش [ویرایش]
مسلمانان همگی قرآن را وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا میدانند، که توسط روح الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شدهاست.
گردآوری [ویرایش]
دوران محمد [ویرایش]
در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان میخواند. برخی آن را حفظ میکردند و برخی بر تکههای چرم، استخوانهای شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگهای صاف و صیقلی و گاه کاغذ مینوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی میشد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان رسول خدا را اصطلاحاً تألیف گویند.[۱۲] سیوطی نویسنده کتاب "الاتقان فی علوم القرآن" می گوید : اجماع و روایات مترادف براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و تردیدی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده اند.[۱۳]
در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند. و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخهای برمیگرفتند به بیش از پنجاه نفر میرسیدهاست.[۱۴]
دوران ابوبکر [ویرایش]
در این زمان جنگهای ردّه بین مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن تعدادی از حافظان قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمعآوری قرآن شد. «زید همه نوشتههای قرآنی را ولو آنکه دهها حافظ و دهها نوشته مطابق آن بود، با حداقل دو شاهد یکی از کتابت و یکی از حفظ میپذیرفت.»† قرآن توسط زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به صورت مجموعهای از صحیفهها جمعآوری شد و طبق وصیت ابوبکر در اختیار عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع]
دوران عثمان [ویرایش]
قرآن، میراث محمد در قرن نهم
در زمان عثمان با توجه به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود به سرعت متن واحدی از قرآن در تمام سرزمینهای مسلمان منتشر شود. همچنین به علت فوت یا کشتهشدن تعدادی از حافظان و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، خلیفه عثمان با جمعآوری نسخههای مختلف دست به یکسانسازی قرآن زد. وی انجمنی متشکل از «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» تشکیل داد. این گروه با همکاری دوازده نفر از قریش و انصار کار تهیه نسخه نهایی را انجام دادند. آنها تمام نوشتههای قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و حافظان نسخه نهایی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که معروف به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سالهای ۲۴ تا ۳۰ ه.ق. انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخهها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین ارسال شد.[۱۵] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشتههای موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه نزاع و اختلاف از بین برود. نسخههایی که نابود شدند شامل قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بودهاست.- ابی پسر کعب بودند و قرآن امام علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن مستقیما حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت صحت متن گردآوری شده را رد نکردهاست.[نیازمند منبع] صاحبنظران مسلمان معتقدند این نسخهها عموماً از نظر لغوی، املایی و تعداد سورهها تفاوت جزئی داشتهاند. اما به هر حال عموم مسلمانان حتی خاندان علی و سایر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در طول تاریخ تاکید کردهاند. [۱۶]
نظر مشهور جمع آوری در مورد جمع آوری قرآن همین است که ذکر شده اما محققین متاخر نظر بر جمع آوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقلهای مربوط به جمع آوری قرآن بعد از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا توحید مصاحف) میدانند.[۱۷]
اصلاحات بعدی [ویرایش]
نسخه عثمان به خط عربی اولیه نوشته شده بود، که بدون علامتگذاری، اعراب و حروف «والی» (حروفی که نوشته میشود و خوانده نمیشود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمینهای عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود. اما با گسترش سرزمینهای اسلامی مردمان غیرعربزبان نمیتوانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل مشکلات ناشی از آن و مقابله با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعرابگذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر اساس شیوه رسمالخط سریانی بود. سپس در طی قرن اول به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و «نصر بن عاصم» حروف مشابه نظیر ب، ت و ث را نقطهگذاری کردند. یزید فارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب میشود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و علائم همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در طی سده ۳ هجری رسمالخط قرآنی معیار (استاندارد) موجود بودهاست و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رسالهای در رسمالخط قرآن نگاشته است که امروزه بخشهایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کمکم طی چند قرن از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان مینویسند، تحول یافت.[۱۸]
قرائت قرآن [ویرایش]
یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.
قاریان هفتگانه(قرّاء سبعه) و راویان چهاردهگانه [ویرایش]
ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن مینویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائتهای مختلفی از آن توسط مسلمانان بوجود آمدهاست که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت میباشند».[۱۹]
با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب میشوند نوشته شدهاست و با نام این افراد به یادگار ماندهاست. قرائتهای مشهوری از قرآن در قرنهای اولیه اسلام وجود داشت. این قرائتهای مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن میدانستند بصورت نوشته در آمد، به آن افراد راوی گفته میشود که قرائتهایی از قرآن را روایت کردهاند. بنابر این در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفتهاست و قرآن را نمیتوان خواند مگر اینکه به یکی از راویها و قاریها اعتماد کرد.
نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شدهاست این مهم را با جزئیات بیشتری شرح میدهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آنها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند میمردند زیاد شد و کار آنها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابر این در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائتهای مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۲۰]
این کار در سال ۳۲۲ ه.ق. توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. دکتر شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ مینویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شدهاست و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تایید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آنها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده میشد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آنها اضافه شد، بطوریکه سر انجام شمار قرائتهای مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آنها شده است).
|
عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ |
قرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت |
متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفتهاست، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است. که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشتهاست.»[نیازمند منبع]
این قرائتهای رسمی از این قرارند:
- نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» میباشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه میزیست و در همانجا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کردهاند که وی قرآن را نزد ابومیمونه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا (ص) قرائت نموده است. روایان وی عبارتند از: ورش و قالون.
- ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتیهایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ... بود. و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انسبنمالک را درک کرده بود. روایان وی عبارتند از: بُزِیّ و قٌنبل.
- ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمروبن علاء بصری وی اهل ایران بودهاست و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت اساتید و شیوخ قرائت، کسی به پایة او نمیرسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابیعمرو را شیعی میداند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده است).
- ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمربن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده واز معمّرترین قرّأ سبعه به شمار میرود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.
- حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزةبنحبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کردهاست و شاید برخی از آنها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق (ع) خوانده است. شیخ طوسی نیز حمزه را از اصحاب امام صادق (ع) معرفی کردهاست. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» مینویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه امرار معاش میکرد.
- الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بودهاست و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» وفات کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه اخذ کرد، به طوری که میتوان به قرائت او اعتماد نمود. کتابها و آثار زیادی به کسائی منسوب است. راویان وی عبارتند از: حفص دوری و ابوالحارث.
- ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبداللهبنحبیب سلمی شیعی - که از یاران امیرالمؤمنین علی (ع) بود... قرائت کرد. عاصم با یک واسطه راوی قرائت امیرالمؤمنین (ع) است. به همین جهت گفتهاند فصیحترین قراآت، قرائت عاصم میباشد، زیرا وی قرئت اصیل آورده است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم مینویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درستترین آرأ در قرائت به شمار میرود». قاطبة دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیحترین قراآت دانستهاند. روایان وی عبارتند از: حفص و ابوبکر عیاش.
صفحهای از قرآن در قرن 13 که اواخر آیه 72و اوایل آیه 73از سوره 33 (احزاب) را نشان میدهد
آمارهایی دربارهٔ قرآن [ویرایش]
تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است. البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شدهاست (البته بجز سوره فاتحه؛ «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سورههای قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آنها محسوب میشوند.)نظراتی دیگر نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی میگویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر میگویند ۶۲۳۴.
بسته به روش شمارش و تعریف کلمه و نیز نحوهٔ رسمالخط، اعداد مختلفی برای تعداد کلمات و حروف قرآن گفته شده. مشهورترین آنها ۷۷۷۰۱ کلمه و ۳۲۳۶۷۱ حرف است.
قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد اما سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانیترین سوره قرآن سوره بقره است که شامل ۲۸۶ آیهاست. کوتاهترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیهاست.
بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقرهاست که در آن ۲۰ حکم الهی آمدهاست. کوتاهترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی را توصیف میکند.
دیدگاهها درباره قرآن [ویرایش]
نوشتار اصلی: نقد قرآن
مسلمانان [ویرایش]
«قرآن وحی نامه اعجازآمیز الهی است، که به زبان عربی[شیوا(فصیح)] به عین الفاظ توسط فرشته وحی، جبرئیل، از جانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالا یکباره و هم تفصیلا در طول بیست و سه سال نازل شده.»†
اعتقاد عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که طبق مندرجات آن و باور مسلمانان توسط وحی الهی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد میدانند. تمام مذاهب اسلامی جز معدودی از دانشمندان بر صحت متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در نحوه خواندن متن، تفسیر و احیانا ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به حدی است، که شیعیان دوازده امامی ایران و وهابیان عربستان از قرآن با رسم الخط واحدی استفاده میکنند.
مستشرقان [ویرایش]
مستشرقان دیدگاههای متعددی درباره قرآن داشتهاند. برخی چون گلدزیهر بوده و برخی نظیر آربری به آن خوشبین بودهاند. حتی برخی نظیر ماسینیون و کربن به اسلام و قرآن ارادت داشتهاند.
ناباوران [ویرایش]
دیگر صاحبنظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را میپذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشههای زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشتهاند. برخی اثباتگرایان(positivist) و علمباوران (scientisist) برخی مطالب قرآن در مورد طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب میدانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به طور کلی ناسازگار تلقی می کند. بنابر این اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجستهترین و خلاقترین فیزیکدانهای پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می تواند دریابد. و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران اند.[۲۱] همچنین در سایت قرآنشناسی سعی شده است آیات مربوط به طبیعت و انسان با علم روز تطبیق داده شود.[۲۲]
صحت تاریخی [ویرایش]
نسخهای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.
مفسرین اهل سنت بصورت تاریخی همواره معتقد بودند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بیان کردهاست و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفتهاست.[۲۳][۲۴] البته اهل سنت بصورت سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفتهاست: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶-۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفتهاند که خود خدا ممکن است باعث بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند و یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (مقایسه کنید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمیپذیرند). دیگر اینکه ممکن است برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). اما علاوه بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم معتقد بودند که تحت نظارت جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود را در قرآن قرار ندادهاست.[۲۵] به عنوان مثال بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور در مورد مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت میدارد. برخی از فقیهان قدیمی دقیقاً به همین دلیل مجازات سنگسار را رد میکردند اما در کل توافقی بین فقیهان در مورد مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین کلمات خدا بشوند وجود نداشت، و به همین دلیل اینگونه استدلال میکردند که حتماً میبایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده اما حجیت آن باقی ماندهاست. در تفاسیر قدیمی روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و غیره نقل شده که مضمون آنها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن تدوین شده میباشد.[۲۶] بدین سان برخی از علمای اهل سنت بصورت سنتی معتقد بودند که محمد تحت نظارت جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۲۵]
از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه خوارج ادعا میکردند که سوره یوسف بدلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۲۷] شیعیان بصورت تاریخی دیدگاههای مختلفی داشتهاند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شدهاست. [۲۳][۲۴] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آنها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع آوری شدهاست. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت میشود. [۲۸][۲۹] در مورد اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آنها را زیاد و برخی تنها گروهی میشمارند.[۳۰] بارآشر در دانشنامه قرآن می گوید : مفسرین قرن چهارم شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی معتقد بودند که هر آنچه در قرآن جمع آوری شده توسط عثمان آمده صحت دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) اما این قرآن ناقص است (یعنی شامل تمامی وحیای که به محمد شده نمیباشد). .[۲۹] ولی حسن حسن زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف اعتقاد به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته است. [۳۱] در دوران صفویه برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) معتقد بودند که بر پایه برخی احادیث قدیمی شیعه، قرآن دچار تغییر گشتهاست.[۲۹] اما واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمیپذیرفتهاند مثلاً فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: به تحقیق ما ذکر(قرآن) را نازل کرده و قطعا آن را حفظ خواهیم نمود» استناد کرده[۳۲] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت کننده بر کم شدن از قرآن میگوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به صحت آنها پیدا نمی شود»[۳۳] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۳۴] و عبدالله جوادی آملی بر علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کردهاند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می دهند(نگاه کنید به کتاب افسانه ی تحریف قرآن نوشته ی رسول جعفریان)
حسين بن محمدتقي نوری طبرسی ملقب به خاتم المحدثین[۳۵] در ديباچه کتاب فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الارباب می نويسد: «اين کتابی است لطيف که در اثبات تحريف قرآن، و فضايح اهل جور و عدوان فراهم آورده ام، و آنرا فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الارباب نام نهادم، و بر سه مقدمه و دو باب قرار دادم». اين کتاب در سال ۱۲۹۸ ه.ق. در ايران چاپ شده است.[۳۶] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث روایت می کند.[۳۷] اما پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، تفسیر یا مجعول دانسته اند. [۳۸]
دیدگاه مورخین غربی
فرانسیس ادوارد پیترز، مورخ و استاد دانشگاه نیویورک، میگوید که تلاشها برای بازسازی متن اولیه و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجستهای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست ندادهاست. البته برخی از شیعیان معتقد بودند که بخشهایی از قرآن که به علی اشاره داشته از قرآن حذف شده اما بگفته پیترز دلایل آورده شده آنقدر ضعیف و عقیدتی است که بجز عده قلیلی، بقیه قانع شدهاند که آنچه امروز در دستان ما است چیزی است که از زبان محمد خارج شدهاست.[۳۹] بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از طریق اضافه کردن، حذف کردن، و یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، تقریباً با قطعیت جدال در میگرفت، ولی رد و نشانی کمی از جدال مشاهده میکنیم. خیلی از افراد مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین آمیز یافتند و او نهایتاً بسیار غیرمحبوب شد، اما عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچوقت نکته اصلی نبودهاست. البته دیدگاه شیعه وجود داشته که بخشهایی از قرآن که به علی و خاندان او اشاره داشته از قرآن حذف شدهاند. اما این اتهام به همان اندازه به عثمان وارد شده که به دو خلیفه اول، که قرآن اولین بار تحت نظارت آنها فرض شدهاست که جمع شده، نیز وارد شدهاست. بگفته وات و بل، این ادعا بر پایه دلایل اعتقادی بوده و برای مورخین مدرن جذابیتی ندارد. بگفته وات و بل، مطالعات مدرن قرآن هیچ دلیل جدی ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکردهاست. اگر چه سبک قرآن تغییر میکند ولی تقریباً تردیدی از صحت آن باقی نمیگذارد. آنچنان کل قرآن بشکل واضحی حالت یکنواختی دارد که شک نسبت به خلوص آن بسختی ممکن است پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی صحت از آیات خاص مورد شک قرار دادهاند. مثلاً سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که صحبت از فانی بودن محمد میکند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره میکند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کردهاست و ابوبکر او را مورد خطاب قرار میدهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال اینکه ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد را رد بسیار غیر محتمل مییابند.[۴۰] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد خارج شده به معنی این نیست که بحثهایی در مورد آیات خاص در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل میگویند که در قرآن شاهد تغییرات سریع ریتم، تکرار کلمات یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیهای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکافها در ساختار گرامری، تغییرات ناگهانی در طول آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به اول شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً مشخصه خاص متن قرآن در نظر گرفته شدهاند. اما بل و وات پیشنهاد میکنند که ممکن است دلیل این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۴۱]
مورخینی هم هستند که دیدگاههایی مخالف عقیده عموم مورخین دارند. به عنوان مثال جان وانسبرو معتقد است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از جمله متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۴۲][۴۳] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی نسبت به نحوه تدوین قرآن را رد کرده و میگویند که هیچ شاهد قوی ای مبنی بر اینکه قرآنی قبل از دهه پایانی قرن هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۴۴] گرد پوین میگوید که قرآن ملغمهای از متونی است که برخی از آنها ممکن است صد سال قبل از محمد هم وجود داشتهاند.[۴۴] اگر چه بعضاً خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاهها ستوده شده ولی صحت این نظریات مورد حمله و یا تمسخر قرار گرفتهاند:[۴۵][۴۶] به عنوان مثال وان اس در رد نظریه کووک و کرون میگوید که «به رد کردن این نظریه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان تلاشی مفصل برای اثبات آن نمیکنند. آنجاهایی که تفسیر جدیدی از حقایق مشهور میدهند، تفسیر آنها قطعی نیست. اما آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس میکنند، روش آنها فاجعه بار است.»[۴۷]
مبارزهطلبی [ویرایش]
مسلمانان معتقدند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیدهاست. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره میگوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستادهایم شک دارید، اگر راست میگویید سورهای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.»† در آیات متعددی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شدهاست، که اگر میتوانند نظیر آن را بیاورند. البته در آیهای درخواست شده که کتابی مثل آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شدهاست. از موارد دیگر مبارزهطلبی قرآن ادعای انسجام و عدم تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمیکنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلافهای زیادی در آن مییافتند»† قابل ذکر است که چنین ادعا میشود که قرآن در فصاحت و بلاغت در زبان عربی بی نظیر است و در کتابهای لغت عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن میشود. به عنوان مثال فرهنگ لغت المنجد تالیف لویس معلوف که با وجود این که خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده است اما از آیات قرآن به عنوان استشهاد به کلام عرب فصیح استفاده نموده است. و همچنین بعضی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و بلاغت اعتراف دارند.
محتوای آیات اولیه قرآن [ویرایش]
صفحهای از قرآن متعلق به قرن هشتم هجری شمسی در افغانستان که در آن زمان بخشی از ایران به حساب میآمد.
بر اساس قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز قیامت انتظار آنها را میکشد، یکی از نقشهای اصلی محمد میباشد.[۴۸] گاهی قرآن، صراحتاً به روز قیامت اشاره نمیکند اما مثالهایی از داستان قومهای محو و نابود شده آورده و همعصران محمد را از عذابهای مشابه برحذر میدارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۴۹] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار میکنند هشدار میدهد، بلکه وعدههای نیکویی به کسانی که از شیطان دوری میورزند، به کلام خدا گوش فراداده و از خدا اطاعت میکنند، میدهد.[۵۰] ماموریت محمد همچنین شامل تبلیغ یکتاپرستی میباشد: قرآن از محمد میخواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور میدهد که از پرستش بتها و یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۴۹]
موضوع آیات اولیه قرآن وظیفه انسان نسبت به خالق خویش، رستاخیز مردگان، داوری نهایی خدا به همراه توصیف روشن عذابهای جهنم و لذات و نعمات بهشت، و نشانههای خدا در تمامی عرصههای زندگی انسان میباشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از مومنین خواسته شده بود اندک بودند: اعتقاد به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران بهویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال دنیا (که در زندگی تجاری مکه، امری پراهمیت به شمار میرفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۵۱] آیات اولیه قرآن با تأکید روی جنبههای اخلاقی شروع و سپس به صورت فزآیندهای به انتقاد از خدایان مکه و بت پرستی پرداخت.[۵۱]


